دوقلوهاي به هم چسبيده دوقلوهايي هستند كه از زمان تولد و دوران جنيني به يكديگر وصل بودهاند. از اين نوع دوقلوها به طور متوسط در هر دويست هزار تولد يك بار مشاهده ميشود و تقريبا نيمي از آنها مرده به دنيا ميآيند و اغلب دوقلوهاي به هم چسبيدهاي كه زنده ميمانند، دختر هستند 70( تا 75 درصد.) اولين دوقلوهاي به ثبت رسيده دو برادر ارمني بودند كه در سال 945 به دنيا آمدند ولي شايد معروفترين دوقلوهاي به هم چسبيده تاريخ (چانگ و انگ بانكو)1811-1874( ) باشند. چانگ و انگ برادران دوقلويي بودند كه وضعيت و مكان تولدشان سبب شد نام (دوقلوهاي سيامي) را بر روي آنها بگذارند.
آنها در (سيام( )تايلند امروزي) به دنيا آمدند. پدرشان يك چيني و مادرشان دورگه چيني - تايلندي بود. آنها از قسمت جناق سينه و به وسيله يك غضروف به هم متصل بودند. ريههاي آنها به يكديگر وصل بود ولي كاملا مستقل عمل ميكرد. اگر آنها در زمان حاضر و با امكانات پزشكي كنوني متولد ميشدند به راحتي از هم جدا ميشدند ولي در آن زمان و در كشور فقير تايلند چنين امكاناتي وجود نداشت. آنها در سال 1829 كشف شدند. تاجري انگليسي به نام (روبرت هانتر) آنها را ديد و در يك سيرك جهاني به همه نشان داد. آنها مدتي بعد توانستند بدون كمك (هانتر) پيشرفت كنند. چانگ و انگ به كاروليناي شمالي رفتند و مدتي بعد رسما شهروند آمريكا شدند. آنها يك مزرعه و چندين برده خريداري كردند و در سال 1843 با دو خواهر ازدواج كردند. چانگ و همسرش صاحب ده فرزند و انگ و همسرش صاحب دوازده فرزند شدند. همسران آنها خانههاي جداگانهاي داشتند و به همين خاطر دوقلوها در هر خانه سه روز ميماندند و سپس به خانه ديگري ميرفتند. بسياري از نوادگان آنها هنوز زنده هستند. از روي زندگي چانگ و انگ بانكو رماني نيز نوشته شده و ريههاي به هم چسبيدهشان هماكنون در موزه (موتر) در فيلادلفيا نگهداري ميشود.
(لازاروس و جوانس باتيستا)1617-1645( ) دو برادر دوقلو بودند كه در قرن هفدهم در سيرك اروپا كار ميكردند. آنها در (جنوآ) در ايتاليا به دنيا آمدند. قسمت بالايي بدن (جوانس باتيستا) و پاي او به برادر دوقلويش چسبيده بود. چشمهاي او تمام مدت بسته و دهانش باز بود و هيچوقت حرف نميزد. اگر كسي با دست بر روي سينه او فشار وارد ميكرد، دستها، گوشها و لبهايش را تكان ميداد. لازاروس براي پول درآوردن تمام اروپا را گشت و بيش از همه در سوئيس و دانمارك بود و در سال 1642 به اسكاتلند رفت. ميگويند او انساني باادب و جذاب بود ولي برادرش هميشه جلوي او آويخته بود. وقتي لازاروس كار نميكرد با يك شنل بزرگ برادرش را ميپوشاند تا كسي متوجه او نشود. لازاروس بعدها ازدواج كرد و صاحب چندين فرزند شد كه تمامي آنها سالم بودند. زمان دقيق مرگ اين دو برادر مشخص نيست.
_ (ابيگيل و برتيني هنسل) متولد 1990 در (مينه سوتا) در ايالات متحده آمريكا هستند. نيمي از بدن بريتني و ابيگيل مشترك است. بريتني دختر سمت چپي و ابيگيل دختر سمت راستي است. آنها دو ستون فقرات دارند كه از ناحيه لگن مشترك هستند. آنها دو معده، چهار ريه و سه بازو دارند. بازوي مياني آنها بين دو سرشان قرار داشت و تكامل نيافته بود به همين خاطر جراحان در زمان كودكي آن را قطع كردند. مادر ابيگيل و بريتني پرستاري به نام (پتي) است و پدرشان (مايك هنسل) نجار است. وقتي دوقلوها به دنيا آمدند والدينشان تصميم گرفتند تلاشي براي جداسازي آنها نكنند زيرا بسياري از قسمتهاي بدن آنها مشترك بود و بعد از عمل، هر دوي آنها بايد ويلچرنشين ميشدند. خود دوقلوها هم ميگويند دوست ندارند جدا شوند. هر يك از آنها به يك طرف از بدن مشتركشان تسلط دارند و به خاطر همين هماهنگي، آنها ميتوانند به راحتي راه بروند و حتي بدوند. ابيگيل و بريتني به ورزشهايي همچون واليبال، بسكتبال، كيكبال، شنا و دوچرخهسواري علاقهمندند و عاشق آواز خواندن هستند. وقتي دوازده سال داشتند ستون فقرات آنها كه به مرور زمان كج شده بود، تحت عمل جراحي قرار گرفت تا از مشكلات بعدي جلوگيري شود. آنها هماكنون در يك مدرسه خصوصي درس ميخوانند و در سال 2008 فارغالتحصيل خواهند شد.
_ (لوري و ربا شاپل) متولد 1961در پنسيلوانيا، دوقلوهاي به هم چسبيدهاي هستند كه در هنر موسيقي و خوانندگي فعاليت ميكنند. اين دو خواهر از ناحيه پيشاني به يكديگر متصل ميباشند و سي درصد از مغزشان نيز با هم مشترك است ولي شخصيتهاي كاملا متفاوتي دارند. (لوري) بدني كاملا سالم دارد اما ستون فقرات (ربا) به مرور زمان انحنا پيدا كرده زيرا قد او بلندتر از خواهرش است. تا مدتي پيش با اين كه راه رفتن براي او مشكل بود نميتوانست از صندلي چرخدار استفاده كند زيرا هميشه بايد در كنار خواهرش قرار ميگرفت و مثل او راه ميرفت و هيچ صندلي چرخداري آنقدر بلند نبود بنابراين او خود دست به كار شد و نوعي صندلي چرخدار خاص طراحي كرد. با اين صندلي چرخدار بلند او ميتواند پا به پاي خواهرش حركت كند و جلوي فعاليتهاي او را نگيرد.
_ (چن مائو مائو) در سال 2004 در چين به دنيا آمد. او نه يك قلو بود و نه دو قلو. در واقع يك قلويي بود كه در پهلوي خود يك جفت پاي اضافه داشت. پزشكان ميگفتند اين پاهاي اضافه در واقع پاي برادر دوقلوي (چن) است كه بايد از او جدا شود. بنابراين جراحان پنج روز پس از تولد (چن)، او را تحت عمل جراحي بسيار پيچيدهاي قرار داده و از برادر دوقلويش جدا ساختند.
_ (كندرا و ماليا هرين) از ناحيه سينه به هم متصل بودند و از كمر به پايين به يك بدن تبديل ميشدند. اين دوقلوهاي موطلايي كه اهل (نورث سالتليك) بودند، كبد، كليه و مثانه مشترك داشتند و بدنشان داراي يك لگن و دو پا بود. آنها تسلط خوبي بر پاهايشان داشتند و ميتوانستند به راحتي راه بروند. اين دوقلوها مدتي پيش توسط يك تيم جراحي مجرب از يكديگر جدا شدند. اين جراحان كبد، مثانه و لگن آنها را جدا كردند و به هر كدام از دخترها يك پا دادند. (كندرا) صاحب كليه شد ولي (ماليا) بايد دياليز شود تا چند ماه بعد يك كليه از مادرش به بدن او پيوند زده شود.
_ دوقلوهاي جدا از هم نيز ميتوانند عجيب باشند. نمونه بارز اين حرف (كيان و رمي هاگسون) هستند. در سال 2005 وقتي (كايليهاگسون) دخترهاي دوقلويش را به دنيا آورد وقتي فهميد آنها سالم هستند، يك نفس راحت كشيد. ولي هنگامي كه پرستار نوزادان را به او داد تا نگاهي به فرزندان نورسيدهاش بيندازد، متوجه تفاوت فاحش آنها شد. (رمي) پوستي سفيد و موهايي طلايي داشت در حالي كه خواهرش (كيان) كه يك دقيقه بعد از او به دنيا آمد سياه بود.
(كايلي) نوزده ساله ميگويد: (من شوكه شدم. واقعا تعجب كردم كه بچههاي دوقلويم سياه و سفيد هستند. ولي مدتي بعد به اين موضوع عادت كردم و الان اصلا به رنگ پوست آنها توجهي نميكنم. آنها دو دختر كوچولوي جذاب و دوست داشتني هستند و جالب اينكه هر دوي آنها چشماني آبي دارند.) كايلي و همسرش هر دو دورگه سفيد و سياه پوست هستند و به گفته پزشكان در هر يك ميليون زايمان يكبار اتفاق ميافتد كه دوقلوهايي با دو رنگ متفاوت متولد شوند و اين تنها زماني رخ ميدهد كه هر دوي والدين دورگه باشند.
كايلي ميگويد: (رمي و كيان) اصلا متوجه رنگ پوستشان نيستند. آنها واقعا يكديگر را دوست دارند و اگر مدتي از هم دور باشند، وقتي به هم ميرسند يكديگر را در آغوش ميگيرند و ميبوسند. وقتي بزرگتر شدند من حتما دليل ژنتيكي رنگ پوستشان را برايشان توضيح خواهم داد.
_ دوقلوهاي پرادش:114 سال پيش دو خواهر دوقلو در روستاي (ناگرا) در نزديكي شهر (پرادش) هند در فاصله چند لحظه از دنيا رفتند و در كنار يكديگر سوزانده شدند. اين دو خواهر در يك زمان به دنيا آمده بودند و در يك زمان هم از دنيا رفتند. آنها در يك روز ازدواج كرده بودند و در يك روستا زندگي ميكردند. آنها با هم بيوه شدند و در يك شب، آخرين نفسهاي خود را كشيدند. اين دو زن كه (كالي و بتول بيشيخ) نام داشتند در يك روز با دو مرد از دو خانواده مجزا ازدواج كردند و پس از مرگ شوهرانشان با هم در يك خانه زندگي كردند. آنها حدود 125 نوه و نتيجه دارند. يك شب كالي بيمار شد و در راه بيمارستان از دنيا رفت. درست در همان زمان بتول كه در خانه خوابيده بود نيز جان داد. نمونههاي عجيب از دوقلوها زياد است. نمونههايي همچون پسرك چيني كه داراي دو مغز است و كاملا سالم است و تنها مشكلش اين است كه نميتواند زياد بخواند چون مغزهايش به نوبت در حال فعاليت هستند و يا دوقلوهايي اهل كرواسي كه پس از انجام آزمايشات DNA مشخص شد از دو پدر متفاوت هستند و احتمالا تنها نمونه در طول تاريخ است. مادر آنها خود اعتراف كرده كه با دو مرد رابطه داشته است.
# _ لاله و لادن بيژني از معروفترين دوقلوهاي به هم چسبيده دنيا بودند كه در سال 2003 در حين عمل جداسازي از دنيا رفتند. آنقدر مردم ايران با زندگي اين دو خواهر آشنا هستند كه لزومي نديدم در موردشان مطلبي بنويسم. ولي چندي پيش دوقلوهاي به هم چسبيدهاي كه شرايطي مشابه لاله و لادن بيژني دارند، به دنيا آمدند. (كريستا و تايتانا هوگان) در شهر (ونكوور) متولد شدهاند و از ناحيه جمجمه و مغز به هم متصل هستند. پزشكان معتقدند بايد سه تا چهار ماه بگذرد تا آنها بتوانند نظر قطعي خود را براي جداسازي آنها بيان دارند.
منبع: مجله خانواده سبز
