نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در دوم فروردین 1386 ساعت 11:29 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
رهبر حزب كارگر اسرائیل برای اولین بار یك عرب مسلمان را به عنوان وزیر این حزب در كابینه اسرائیل معرفی كرد.
به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه اینترنتی inform.kz، «امیر پرتز»، رهبر حزب كارگر اسرائیل اعلام كرد این انتصاب تاریخی روابط میان گروههای مختلف را در اسرائیل ارتقا میبخشد.
«رالب مجادلی» جانشین «افیر پاینز پاز»، وزیر فناوری و علوم شد كه اكتبر گذشته در اعتراض به پیوستن حزب ملی گرای افراطی ییزرائیل بیتنو از این ائتلاف جدا شده بود.
این در حالی است كه انتصاب «مجادلی» انتقادات زیادی را به دنبال داشته است.
«هاآرتص» گزارش داد: «استرینا تارتمن»، رئیس پارلمانی حزب ییزرائیل بیتنو اعلام كرد: انتصاب مجادلی ضربه مرگباری به صهیونیسم بود.
این اظهارات قانونگذاران را بر آن داشته تا از حزب ملی گرای افراطی بخواهند تا از دولت ائتلافی به رهبری ایهود المرت، نخست وزیر اسرائیل خارج شود.
«یورام مارسیانو»، رئیس پارلمانی حزب كارگر از اولمرت خواست تا «ییزرائیل بیتنو» را كنار گذارد و از حزب كارگر نیز خواست باقی ماندن در دولت با این حزب نژادپرست را مجددا بررسی كند.
پرتز در پی انتصاب این مسلمان گفت: این یك تحول تاریخی است و بدون شك روابط میان گروههای مختلف در اسرائیل را ارتقا میبخشد.
رهبر حزب كارگر هم چنین گفت: قرار دادن مجادلی در كابینه حضور آویگدور لیبرمن، رهبر حزب ییزرائیل بیتنو را متوازن میكند. این خبری بزرگ برای عموم اعراب اسرائیلی است. این اقدامی صحیح در مسیر برابری و عدالت است. ما با چالشهای بسیاری روبرو هستیم.
مطبوعات اسرائیل نوشتند، انتصاب مجادلی به پرتز فرصت جلب حمایت در میان شهروندان فلسطینی در سرزمینهای اشغالی در آستانه انتخاباتی حزبی در ماه مه را میدهد.
حزب كارگر هفت وزیر در كابینه اسرائیل دارد.
اسرائیل حدود 7 میلیون نفر جمعیت دارد که 20 درصد از آنها شهروندان عرب هستند.
__________________
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و پنجم دی 1385 ساعت 6:56 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
به گزارش آینده روشن، برزان تكريتي برادر ناتني صدام ديكتاتور پيشين عراق و عواد البندر رئيس دادگاه انقلاب عراق در رژيم پيشين، صبح امروز اعدام شدند.
جعفر الموسوی دادستان كل عراق و مدعی العموم دادگاه صدام و همدستانش، در گفت و گویی با شبکه خبری العربیه، به شرح واقعه اعدام این دو جنایت کار پرداخت و افزود: در هنگام اجراء حکم برزان التکریتی، سر وی از جسدش جدا گردید.
تا این لحظه، عکس و فیلمی از این واقعه منتشر نشده است و تنها سخنگوی رسمی دولت عراق، این خبر را اعلام کرده است.
این حکم در حالی اجرا گردید که دولت عراق با فشار زیادی از سوی مخالفان اعدام همدستان صدام روبرو بود.
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و پنجم دی 1385 ساعت 6:53 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نامه مادر غضنفر به پسرش
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقات توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
گضنفر جان،آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800 ، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه
ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت
ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!شرمنده
همين ديگه .. خبر جديدي نيست
قربانت .. مادرت
راستي:گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ولي وقتي يادم افتاد که ديگه
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و پنجم دی 1385 ساعت 6:44 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
گفتگو با دوقلوهای افسانه اي ( حسين و حسن روحاني ) پرافتخارترين كاراته كارهاي ايران
برادران آذري زبان، از خطه استان زنجان، از شهري با مردمان خونگرم، تشنه مدال هستند. بدون اغراق، آنان پرافتخارترين كاراته كارهاي ايران هستند هر دويشان بچه محله مهديه زنجان، حسن و حسين روحاني، شايد هم بايد بگويم حسين و حسن روحاني، اما اگر به بزرگي باشد، بايد ابتدا حسن را بنويسيم؛ چرا كه يك ربع زماني از برادرش، حسين بزرگتر است شايد بگوييد اين دو برادر تنها در مسابقات آسيايي دوحه مدالآور شدهاند، اما اينطور نيست، البته حق هم داريد، از آنجا كه بيشتر نشريات ورزشي در كشورمان به فوتبال ميپردازند، شما خواننده گرامي كمتر درباره ديگر رشتهها اطلاعاتي داريد. اين دو برادر در ردههاي نوجوانان، جوانان و بزرگسالان صاحب مدالهاي رنگارنگ در عرصه جهاني شدهاند؛ حسين دوبار قهرمان جهان شده و حسن هم يكبار. آنها تشنه مدال هستند، زماني كه از ديگر مقامهاي خود برايمان ميگفتند، ميترسيديم كه در زمان پياده كردن نوار، به اشتباه بنويسيم؛ چرا كه همانطور كه در بالا گفتيم، كلكسيوني از مدالهاي مختلف، در كارنامه ورزشيشان به چشم ميخورد. اين شماره گفتگوي ورزشيمان اختصاص به برادران روحاني دارد، برادراني كه به اندازه يك دوجين مدال براي كشورمان در رقابتهاي آسيايي و جهاني كسب كردند. اين دو برادر كه تنها 23 سال از سنشان ميگذرد، هنوز فرصت دارند تا باز هم براي ايران عزيز، كسب افتخار و مدال به دست بياورند، گفتگوي ما را با حسن و حسين بخوانيد.
_ در كجا به دنيا آمديد و چند فرزند،
خانواده روحاني را تشكيل ميدهد؟
حسن: 28 مرداد ماه سال 1362 در چهارراه رضايي تهران به دنيا آمديم و تنها فرزندان خانواده روحاني هستيم، با اين تفاوت كه من، يك ربع زمان از حسين بزرگترم.
_ مگر زنجاني نيستيد؟
حسين: پدر و مادرم از اهالي زنجان هستند، شغل پدر ايجاب ميكرد كه در تهران باشند، شش سالمان بود كه پدر و مادر دوباره به زنجان بازگشتند؛ سال 1368 بود كه ما همان سال به كلاس اول رفتيم...
_ شغل پدر و مادر را برايمان ميگوييد؟
حسين: پدر كار آزاد داشت و مادرم، مثل خيلي از زنان سنتي ايراني، خانهدار بود.
_ با توجه به اينكه دوقلو بوديد، بايد
خاطرات قشنگي داشته باشيد؟
حسين: فكر ميكنيد با توجه به اين كه پسر بچه بوديم و شيطان، چه كار ميكرديم؟ كاري جز شيطنت نداشتيم، با هم دعوا زياد ميكرديم، به خصوص از زماني كه به كلاس كاراته رفتيم. زماني كه مادر در منزل نبود، تمرينات كاراته را روي هم اجرا و گهگاهي هم شايد به يكديگر آسيب وارد ميكرديم.
_ راستي، چه شد كه رو به ورزش كاراته
آورديد؟
حسن: خيلي اتفاقي؛ شيطاني ميكرديم و مادرم تصميم گرفت كه ما را به كلاس تكواندو ببرد، اما از آنجا كه ظرفيت آن پر شده بود، نااميد شد؟... در يكي از همان روزهاي سال 1369، مادر (شهاب سلطاني) كه هماكنون يكي از مربيان تيم ملي كاراته هم است و با مادرم آشنا بود، گفت كه پسرش كلاس كاراته در سالن شهداي گمنام داير كرده است. از همانجا، زندگي ورزشي ما آغاز شد. شركت در كلاسهاي كاراته مربي خوبمان شهاب سلطاني و سپس حضور در تيمهاي ملي نوجوانان، جوانان، اميدها و سپس در سال هشتاد، زماني كه 18 ساله بوديم به عضويت تيم بزرگسالان در آمديم و تا به امروز در خدمت تيم ملي هستيم...
_ مقامهاي زيادي داريد، هرچه كه يادتان
است را برايمان بگوييد؟
حسين(ميخندد:) من و حسن در تمامي ردههاي نوجوانان، جوانان و اميدهاي آسيا، صاحب طلا، نقره و برنز شديم و هر كدام در اين ردهها چند بار قهرمان جهان شديم... همچنين صاحب چند طلا، نقره و برنز آسيايي هم هستيم، اما اجازه بدهيد بيشتر در مورد مسابقات جهاني بگويم . در سال 2002 در اسپانيا برنز، در سال 2003 فرانسه، طلاي جهان را در وزن منهاي شصت كيلوگرم، در سال 2004 مكزيك نقره و در سال 2005 فنلاند، يكبار ديگر طلاي جهان را كسب كردم.
حسن: بهخاطر آسيبديدگي شديد، دو مسابقه جهاني را از دست دادم، اما در وزن منهاي 65 كيلوگرم در فرانسه 2003 مدال طلا و در مكزيك به سال 2004 و اسپانيا به سال 2002 برنز به دست آوردم .
_ در چه سالي وارد مسابقات بينالمللي
شديد؟
حسين: در سال 75، دررده نوجوانان...
حسن: در سال 77 به مسابقات بينالمللي راه يافتم...، اما در رده بزرگسالان هر دويمان در سال هشتاد به تيم ملي بزرگسالان راه پيدا كرديم.
_ در حال حاضر پرافتخارترين
كاراتهكاي تاريخ ايران كيست؟
حسن: حسين پرافتخارترين كاراتهكاي ايران از لحاظ كسب مدال است.
_ هماكنون عضو كدام باشگاه هستيد؟
حسين: من عضو نفت اهواز هستم و حسن عضو دانشگاه آزاد تهران. هرگاه هم تيمهايمان در شهرهاي مختلف بازي دارند يا ميزبان هستند، بايد خودمان را به آنجا برسانيم، اما درحال حاضر هر دويمان در زنجان زندگي ميكنيم.
_ از تحصيلاتتان برايمان نگفتيد و اينكه شغل
دومتان چيست؟
حسن: هردويمان، در رشته كارشناسي تربيت بدني، تحصيل ميكنيم. چند سال پيش مصوبهاي به تصويب رسيد كه طي آن پنجاه قهرمان ورزشي به استخدام شركت نفت درآمدند و ما هم جزء همين عده هستيم.
_ و طي اين سالها از لحاظ مالي به سر
و سامان رسيدهايد؟
حسن: راستش را بخواهيد، آنطور كه بايد باشد، نبود. ما مدالهاي زيادي براي كشور كسب كرديم، اما اگر بخواهيد ما را با فوتباليستها مقايسه كنيد به هيچ عنوان قابل قياس نيستيم...
_ راستي چرا مطبوعات، بيشتر به ورزش
فوتبال ميپردازند؟
حسن: در سالهاي اخير كدام يك از رشتهها مانند ورزشهاي رزمي تكواندو و كاراته، مدال براي ايران كسب كردهاند، در مسابقات جهاني هم بيشترين مدالها از آن ورزشهاي رزمي بود، اما در مقابل ميبينيم، آن سرمايهگذاري كه براي فوتبال ميشود، براي ديگر رشتهها انجام نميگيرد. به نظر من مسئولان سازمان تربيت بدني بايد به ورزشهاي رزمي، بيشتر بها بدهند و بر روي آن سرمايهگذاري كنند... به نظر ميآيد كه نگاه سازمان بايد تغيير كند.
حسين: البته در بيشتر كشورهاي جهان، اوضاع به همين شكل است، از آنجا كه فوتبال حواشي زيادي به دنبال خود دارد مسلما از سوي مطبوعات، بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد، اما فكر كنم مطبوعات در ايران نسبت به ديگر كشورها، بيشتر به فوتبال ميپردازند.
_ مجرد يا متاهل؟
حسين: دو سال است كه ازدواج كردهام.
حسن: هنوز به فكر ازدواج نيستم، گويا برادرم از من زرنگتر بود...
_ الگوي شما در كاراته كيست؟
هر دو برادر: بدون شك مربي خوبمان كه از كودكي زير نظر او آموزش ديدهايم، شهاب سلطاني.
حسين: (شردو) فرانسوي و حسن ميگويد: (اتو) كه مليت انگليسي دارد و سياهپوست است.
_ كاراته از آن نوع ورزشهايي است كه
بايد اعتماد به نفس زيادي داشته باشيد، يك
كاراته كار بايد چه خصوصيتهايي داشته باشد؟
حسن: تكنيك در كاراته بسيار مهم است، زماني كه شما مطمئن باشيد از تكنيك لازم برخوردار هستيد، به خودي خود اعتماد به نفس لازم را به دست ميآوريد، اما در هنگام مبارزه، تمركز شما بايد زياد باشد؛ چرا كه يك لحظه ميتواند آرزوهاي شما را براي كسب افتخار از بين ببرد.
_ از تلويزيون كه مسابقات را تماشا
ميكني، احساس ميكني اجراي فنون كاراته
نرمتر از تكواندو است، چرا؟
حسن: به اين خاطر كه ضربههاي كاراته كارها، همراه با كنترل است، اما در تكواندو ضربههاي غيركنترل شده است و ضربات سختي نواخته ميشود، به همين خاطر، تكواندوكاران از كلاه و لباسهاي مخصوص استفاده ميكنند، اين، تفاوت بارز اين دو ورزش رزمي است.
_ با اين كه كاراته، سابقه بيشتري نسبت
به تكواندو دارد، اما چرا در المپيك به صورت
رسمي نيست؟
حسين: البته تكواندو هم، يكي دو دوره است كه به بازيهاي المپيك راه يافته، اما اين نويد را بدهم كه از المپيك 2008 پكن، كاراته هم به ديدارهاي المپيك راه يافت، اگر طي اين سالها كاراته در المپيك شركت ميكرد، بهطور حتم حالا من و حسن هم جزء مدالآوران اين رشته بوديم.
_ چند سال ديگر ميتوانيد در عرصه
بينالملي باقي بمانيد؟
حسن: در مسابقات قهرماني جهان در سال گذشته، يك كاراته كار 38 ساله انگليسي به مدال نقره جهاني دست يافت، اما در كشور ما تا يك ورزشكار به مرز سي سالگي ميرسد، به او ميگويند، ورزش را كنار بگذارد. به نظر من تا زماني كه ببينيم بدنمان كشش اين ورزش را دارد، درمسابقات جهاني شركت ميكنيم.
_ شما از سال هشتاد كه در مسابقات
جهاني براي كاراته بزرگسالان شركت كرديد،
به مدت شش سال است كه عضو تيم ملي
هستيد، آيا طي اين مدت در مسابقات انتخابي
شركت كرديد؟
حسين: دقيقا، ما هرگاه كه عضو تيم ملي شديم، حريفان داخلي را شكست داديم، كاراته اينطور نيست كه يك سال قهرمان جهان شدي، پس سال ديگر هم شركت كن، نه ما هر سال در مسابقات انتخابي شركت كرديم.
_ از پيروزي در دوحه خوشحال شديد؟
حسين: صد در صد، اما از آنجا كه ما پيشتر قهرمان جهان شده بوديم، قهرماني در آسيا برايمان تازگي ندارد، اما خوشحاليم كه مدالهاي ما و ديگر مدالآوران ايراني در آسيا، ما را در رتبه ششم آسيا جاي داد.
_ كاراته در دوحه چه مقامي آورد؟
حسن: ببينيد، كاراته، هم در رده مردان و هم در رده زنان برگزار شد، از آنجا كه بانوان در كاراته ميخواستند با حجاب شركت كنند، قوانين به آنان چنين اجازهاي نداد، پس به ناچار زنان، شركت نكردند. در زمينه (كاتا) هم كه يك مدال بيشتر نداشت از ايران كسي شركت نكرد، اما در رده كوميته مردان، ما قهرمان آسيا شديم، با سه طلا و دو برنز جالب اينكه ژاپن در مسابقات كوميته، مدال طلا نداشت و تك مدال طلايشان را در كاتا به دست آوردند، اما از آنجا كه زنانشان هم در مسابقات شركت كردند، طلاها را درو و به طور كلي به مقام اول رسيدند، اما در قسمت كوميته يا همان مسابقات وزن به وزن، ايران بالاتر از ژاپن ايستاد.
حسين: خوشحالم كه رزميكاران تكواندو و كاراته، تنها ورزشكاراني هستند كه براي كرهايها و ژاپنيها در كل جهان به رقيبي تبديل شدهاند كه بارها آنان را با شكست مواجه كردهاند.
_ با اين تفاصيل كه گفتيد، طلاي دوحه
براي شما عادي بود.
حسن: به هر حال قهرماني آسيا براي چندمين بار، باعث افتخار است، اما امسال با سالهاي گذشته خيلي متفاوت بود، امسال ديگر مادرم در اين دنيا نبود تا پس از هر پيروزي براي ما اشك بريزد، وي سال گذشته در 55 سالگي با دنيا وداع گفت. شايد باورش مشكل باشد، اما جا دارد بگويم كه هر چه داريم از مادرمان داريم، نه اينكه پدر ما زحمتي برايمان نكشيد، اما مادر كاملا به مسايل ورزشي ما آگاه بود، با قوانين كاراته آشنا بود، تب چهل درجه هم داشتيم، ميگفت: نبايد تمريناتتان را قطع كنيد، اگر ميخواهيد قهرمان شويد، بايد فقط تمرين و روي هدفتان تمركز كنيد. در مسابقات 2003 فرانسه كه هر دو قهرمان جهان شديم، زماني كه با مادرم در ايران تماس گرفتيم، او تنها اشك ميريخت، و خدا را شكر ميكرد.
حسين: زماني كه از مسابقات جهاني برميگشتيم، مادرم مسير زنجان تا تهران را طي ميكرد تا در فرودگاه به استقبالمان بيايد. او با آب و تاب از لحظههاي مبارزه ما كه از تلويزيون ديده بود تعريف و حتي در بعضي مواقع ما را براي نبرد، راهنمايي ميكرد. قهرماني ما، او را بيشتر خوشحال ميكرد، زماني هم كه شكست ميخورديم، بيشتر از ما غصه ميخورد، اما هيچگاه اميدش را از دست نميداد، به ما اميد دو چندان منتقل ميكرد، پيش از مبارزات، معمولا با مادر تماس ميگرفتيم و او با حرفهايش به ما اميد ميداد. مرگ او تاثير روحي شديدي بر روي ما گذاشت، او يك مادر واقعي بود.
_ چرا اصولا ورزش در زنجان به رشد
نرسيده است؟
حسين: نه، آن طور هم كه ميگوييد نيست، شايد قهرمانان اسطورهاي، به ورزش ايران معرفي نكرده است، اما همين امسال، دوچرخهسواران زنجاني كه عضو تيم ملي بودند در دوحه، مدال كسب كردند. (غفار اماني) عضو تيم ووشو از اهالي زنجان است، دو نفر ازاعضاي واترپلو و همچنين سه نفر از بانوان قايق سوار ما از اهالي زنجان بودند.
_ و از كشورهاي خارجي هم پيشنهاداتي
داشتيد؟
حسن: بله، به ويژه حسين كه سه بار قهرمان جهان شده، پيشنهادهايي براي حضور در باشگاههاي كشورهاي حوزه خليجفارس و اروپا شده، اما هيچ كجا ايران نميشود. زندگي در كنار مردمان آذري زبان زنجان برايمان لذت بيشتري دارد. زماني كه در خيابانهاي سرد شهر زنجان هستيم و ميبينيم كه اين اهالي، اين چنين به ما احترام ميگذارند، كجا برويم بهتر از سرزمين مادريمان.
_ از سختيهاي كاراته برايمان نگفتيد؟
حسين: هر سال مسابقات آسيايي و جهاني برگزار ميشود. سختي آن برميگردد به مدت ده ماه از سال كه در اردوهاي مختلف هستيم.
_ كمي درباره فوتبال صحبت كنيم.
معمولا بيشتر بچههاي ايراني از همان زمان
كودكي به فوتبال علاقه زيادي نشان ميدهند،
يا استقلالياند يا پرسپوليسي، شما چه طور؟
حسين: من پرسپوليسيام.
حسن: استقلالي از نوع دو آتيشه آن، عاشق شاهرخ و شاهين بياني بودم، در حال حاضر هم با عليرضا منصوريان و سهراب بختياريزاده رفيقم. اگر فوتباليست ميشدم، به طور حتم در استقلال بازي ميكردم و حسين هم در پرسپوليس.
حسين: بچه بوديم، گاهي اوقات بر سر آبي و قرمز حرفمان ميشد، به خصوص در دربيهاي اين دو تيم.
_ تفاوت جامجهاني فوتبال با
جامجهاني كاراته در چيست؟
حسن: در جامجهاني فوتبال 32 تيم شركت ميكنند و در جامجهاني كاراته بيش از صد كشور، ورزشكار ميفرستند. از طرفي فوتبال، ورزشي تجاري شده، اما كاراته همچنان ورزشي رزمي است.
_ از بچه محلها بگوييد.
حسين: عاشق تمامي بچههاي زنجان هستم و حسن ميگويد: برادران بياتي و وحيد بلوري از دوستان خوب ما هستند كه هميشه يار و ياور ما بودند. طي اين سالها كه براي كشور افتخار كسب ميكنيم، در بدو ورود به شهرمان، زنجانيهاي خونگرم، ما را شرمنده خود ميكنند و از ما استقبال گرمي به عمل ميآورند.
_ و خانواده سبز؟
دو برادر: اميدواريم تمام خانوادههاي ايراني از وجود چنين نعمتي بهرهمند باشند.
با ورزش دانشگاه آزاد اسلامي
دكتر بهرام قديمي عضو شوراي تحقيقات و مطالعات سازمان تربيتبدني شد.طي حكمي از سوي مهندس (محمد عليآبادي) معاونت محترم رييسجمهور و رييس سازمان تربيتبدني، دكتر (بهرام قديمي) مديركل تربيتبدني دانشگاه آزاد اسلامي به عنوان عضو شوراي تحقيقات و مطالعات سازمان تربيتبدني منصوب شدند.به گزارش روابط عمومي اداره كل تربيتبدني دانشگاه آزاد اسلامي، متن اين حكم كه صادر شده، به اين شرح است:
جناب آقاي دكتر بهرام قديمي
نظر به تجارب ارزنده و تخصص جنابعالي، به موجب اين ابلاغ به عنوان (عضو شوراي تحقيقات و مطالعات سازمان تربيتبدني) منصوب ميشويد. اميد است با استعانت از درگاه احديت و همفكري و اهتمام ساير اعضاي شورا، موجب تعامل بين مراكز پژوهشي سازمانهاي ورزشي را فراهم آورده و در توسعه پژوهشهاي كاربردي و نياز محور بخش تربيتبدني و ورزش كشور موفق و مويد باشيد.
منبع: مجله خانواده سبز
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و پنجم دی 1385 ساعت 12:25 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
دوقلوهاي عجيب دنيا
دوقلوهاي به هم چسبيده دوقلوهايي هستند كه از زمان تولد و دوران جنيني به يكديگر وصل بودهاند. از اين نوع دوقلوها به طور متوسط در هر دويست هزار تولد يك بار مشاهده ميشود و تقريبا نيمي از آنها مرده به دنيا ميآيند و اغلب دوقلوهاي به هم چسبيدهاي كه زنده ميمانند، دختر هستند 70( تا 75 درصد.) اولين دوقلوهاي به ثبت رسيده دو برادر ارمني بودند كه در سال 945 به دنيا آمدند ولي شايد معروفترين دوقلوهاي به هم چسبيده تاريخ (چانگ و انگ بانكو)1811-1874( ) باشند. چانگ و انگ برادران دوقلويي بودند كه وضعيت و مكان تولدشان سبب شد نام (دوقلوهاي سيامي) را بر روي آنها بگذارند.
آنها در (سيام( )تايلند امروزي) به دنيا آمدند. پدرشان يك چيني و مادرشان دورگه چيني - تايلندي بود. آنها از قسمت جناق سينه و به وسيله يك غضروف به هم متصل بودند. ريههاي آنها به يكديگر وصل بود ولي كاملا مستقل عمل ميكرد. اگر آنها در زمان حاضر و با امكانات پزشكي كنوني متولد ميشدند به راحتي از هم جدا ميشدند ولي در آن زمان و در كشور فقير تايلند چنين امكاناتي وجود نداشت. آنها در سال 1829 كشف شدند. تاجري انگليسي به نام (روبرت هانتر) آنها را ديد و در يك سيرك جهاني به همه نشان داد. آنها مدتي بعد توانستند بدون كمك (هانتر) پيشرفت كنند. چانگ و انگ به كاروليناي شمالي رفتند و مدتي بعد رسما شهروند آمريكا شدند. آنها يك مزرعه و چندين برده خريداري كردند و در سال 1843 با دو خواهر ازدواج كردند. چانگ و همسرش صاحب ده فرزند و انگ و همسرش صاحب دوازده فرزند شدند. همسران آنها خانههاي جداگانهاي داشتند و به همين خاطر دوقلوها در هر خانه سه روز ميماندند و سپس به خانه ديگري ميرفتند. بسياري از نوادگان آنها هنوز زنده هستند. از روي زندگي چانگ و انگ بانكو رماني نيز نوشته شده و ريههاي به هم چسبيدهشان هماكنون در موزه (موتر) در فيلادلفيا نگهداري ميشود.
(لازاروس و جوانس باتيستا)1617-1645( ) دو برادر دوقلو بودند كه در قرن هفدهم در سيرك اروپا كار ميكردند. آنها در (جنوآ) در ايتاليا به دنيا آمدند. قسمت بالايي بدن (جوانس باتيستا) و پاي او به برادر دوقلويش چسبيده بود. چشمهاي او تمام مدت بسته و دهانش باز بود و هيچوقت حرف نميزد. اگر كسي با دست بر روي سينه او فشار وارد ميكرد، دستها، گوشها و لبهايش را تكان ميداد. لازاروس براي پول درآوردن تمام اروپا را گشت و بيش از همه در سوئيس و دانمارك بود و در سال 1642 به اسكاتلند رفت. ميگويند او انساني باادب و جذاب بود ولي برادرش هميشه جلوي او آويخته بود. وقتي لازاروس كار نميكرد با يك شنل بزرگ برادرش را ميپوشاند تا كسي متوجه او نشود. لازاروس بعدها ازدواج كرد و صاحب چندين فرزند شد كه تمامي آنها سالم بودند. زمان دقيق مرگ اين دو برادر مشخص نيست.
_ (ابيگيل و برتيني هنسل) متولد 1990 در (مينه سوتا) در ايالات متحده آمريكا هستند. نيمي از بدن بريتني و ابيگيل مشترك است. بريتني دختر سمت چپي و ابيگيل دختر سمت راستي است. آنها دو ستون فقرات دارند كه از ناحيه لگن مشترك هستند. آنها دو معده، چهار ريه و سه بازو دارند. بازوي مياني آنها بين دو سرشان قرار داشت و تكامل نيافته بود به همين خاطر جراحان در زمان كودكي آن را قطع كردند. مادر ابيگيل و بريتني پرستاري به نام (پتي) است و پدرشان (مايك هنسل) نجار است. وقتي دوقلوها به دنيا آمدند والدينشان تصميم گرفتند تلاشي براي جداسازي آنها نكنند زيرا بسياري از قسمتهاي بدن آنها مشترك بود و بعد از عمل، هر دوي آنها بايد ويلچرنشين ميشدند. خود دوقلوها هم ميگويند دوست ندارند جدا شوند. هر يك از آنها به يك طرف از بدن مشتركشان تسلط دارند و به خاطر همين هماهنگي، آنها ميتوانند به راحتي راه بروند و حتي بدوند. ابيگيل و بريتني به ورزشهايي همچون واليبال، بسكتبال، كيكبال، شنا و دوچرخهسواري علاقهمندند و عاشق آواز خواندن هستند. وقتي دوازده سال داشتند ستون فقرات آنها كه به مرور زمان كج شده بود، تحت عمل جراحي قرار گرفت تا از مشكلات بعدي جلوگيري شود. آنها هماكنون در يك مدرسه خصوصي درس ميخوانند و در سال 2008 فارغالتحصيل خواهند شد.
_ (لوري و ربا شاپل) متولد 1961در پنسيلوانيا، دوقلوهاي به هم چسبيدهاي هستند كه در هنر موسيقي و خوانندگي فعاليت ميكنند. اين دو خواهر از ناحيه پيشاني به يكديگر متصل ميباشند و سي درصد از مغزشان نيز با هم مشترك است ولي شخصيتهاي كاملا متفاوتي دارند. (لوري) بدني كاملا سالم دارد اما ستون فقرات (ربا) به مرور زمان انحنا پيدا كرده زيرا قد او بلندتر از خواهرش است. تا مدتي پيش با اين كه راه رفتن براي او مشكل بود نميتوانست از صندلي چرخدار استفاده كند زيرا هميشه بايد در كنار خواهرش قرار ميگرفت و مثل او راه ميرفت و هيچ صندلي چرخداري آنقدر بلند نبود بنابراين او خود دست به كار شد و نوعي صندلي چرخدار خاص طراحي كرد. با اين صندلي چرخدار بلند او ميتواند پا به پاي خواهرش حركت كند و جلوي فعاليتهاي او را نگيرد.
_ (چن مائو مائو) در سال 2004 در چين به دنيا آمد. او نه يك قلو بود و نه دو قلو. در واقع يك قلويي بود كه در پهلوي خود يك جفت پاي اضافه داشت. پزشكان ميگفتند اين پاهاي اضافه در واقع پاي برادر دوقلوي (چن) است كه بايد از او جدا شود. بنابراين جراحان پنج روز پس از تولد (چن)، او را تحت عمل جراحي بسيار پيچيدهاي قرار داده و از برادر دوقلويش جدا ساختند.
_ (كندرا و ماليا هرين) از ناحيه سينه به هم متصل بودند و از كمر به پايين به يك بدن تبديل ميشدند. اين دوقلوهاي موطلايي كه اهل (نورث سالتليك) بودند، كبد، كليه و مثانه مشترك داشتند و بدنشان داراي يك لگن و دو پا بود. آنها تسلط خوبي بر پاهايشان داشتند و ميتوانستند به راحتي راه بروند. اين دوقلوها مدتي پيش توسط يك تيم جراحي مجرب از يكديگر جدا شدند. اين جراحان كبد، مثانه و لگن آنها را جدا كردند و به هر كدام از دخترها يك پا دادند. (كندرا) صاحب كليه شد ولي (ماليا) بايد دياليز شود تا چند ماه بعد يك كليه از مادرش به بدن او پيوند زده شود.
_ دوقلوهاي جدا از هم نيز ميتوانند عجيب باشند. نمونه بارز اين حرف (كيان و رمي هاگسون) هستند. در سال 2005 وقتي (كايليهاگسون) دخترهاي دوقلويش را به دنيا آورد وقتي فهميد آنها سالم هستند، يك نفس راحت كشيد. ولي هنگامي كه پرستار نوزادان را به او داد تا نگاهي به فرزندان نورسيدهاش بيندازد، متوجه تفاوت فاحش آنها شد. (رمي) پوستي سفيد و موهايي طلايي داشت در حالي كه خواهرش (كيان) كه يك دقيقه بعد از او به دنيا آمد سياه بود.
(كايلي) نوزده ساله ميگويد: (من شوكه شدم. واقعا تعجب كردم كه بچههاي دوقلويم سياه و سفيد هستند. ولي مدتي بعد به اين موضوع عادت كردم و الان اصلا به رنگ پوست آنها توجهي نميكنم. آنها دو دختر كوچولوي جذاب و دوست داشتني هستند و جالب اينكه هر دوي آنها چشماني آبي دارند.) كايلي و همسرش هر دو دورگه سفيد و سياه پوست هستند و به گفته پزشكان در هر يك ميليون زايمان يكبار اتفاق ميافتد كه دوقلوهايي با دو رنگ متفاوت متولد شوند و اين تنها زماني رخ ميدهد كه هر دوي والدين دورگه باشند.
كايلي ميگويد: (رمي و كيان) اصلا متوجه رنگ پوستشان نيستند. آنها واقعا يكديگر را دوست دارند و اگر مدتي از هم دور باشند، وقتي به هم ميرسند يكديگر را در آغوش ميگيرند و ميبوسند. وقتي بزرگتر شدند من حتما دليل ژنتيكي رنگ پوستشان را برايشان توضيح خواهم داد.
_ دوقلوهاي پرادش:114 سال پيش دو خواهر دوقلو در روستاي (ناگرا) در نزديكي شهر (پرادش) هند در فاصله چند لحظه از دنيا رفتند و در كنار يكديگر سوزانده شدند. اين دو خواهر در يك زمان به دنيا آمده بودند و در يك زمان هم از دنيا رفتند. آنها در يك روز ازدواج كرده بودند و در يك روستا زندگي ميكردند. آنها با هم بيوه شدند و در يك شب، آخرين نفسهاي خود را كشيدند. اين دو زن كه (كالي و بتول بيشيخ) نام داشتند در يك روز با دو مرد از دو خانواده مجزا ازدواج كردند و پس از مرگ شوهرانشان با هم در يك خانه زندگي كردند. آنها حدود 125 نوه و نتيجه دارند. يك شب كالي بيمار شد و در راه بيمارستان از دنيا رفت. درست در همان زمان بتول كه در خانه خوابيده بود نيز جان داد. نمونههاي عجيب از دوقلوها زياد است. نمونههايي همچون پسرك چيني كه داراي دو مغز است و كاملا سالم است و تنها مشكلش اين است كه نميتواند زياد بخواند چون مغزهايش به نوبت در حال فعاليت هستند و يا دوقلوهايي اهل كرواسي كه پس از انجام آزمايشات DNA مشخص شد از دو پدر متفاوت هستند و احتمالا تنها نمونه در طول تاريخ است. مادر آنها خود اعتراف كرده كه با دو مرد رابطه داشته است.
# _ لاله و لادن بيژني از معروفترين دوقلوهاي به هم چسبيده دنيا بودند كه در سال 2003 در حين عمل جداسازي از دنيا رفتند. آنقدر مردم ايران با زندگي اين دو خواهر آشنا هستند كه لزومي نديدم در موردشان مطلبي بنويسم. ولي چندي پيش دوقلوهاي به هم چسبيدهاي كه شرايطي مشابه لاله و لادن بيژني دارند، به دنيا آمدند. (كريستا و تايتانا هوگان) در شهر (ونكوور) متولد شدهاند و از ناحيه جمجمه و مغز به هم متصل هستند. پزشكان معتقدند بايد سه تا چهار ماه بگذرد تا آنها بتوانند نظر قطعي خود را براي جداسازي آنها بيان دارند.
منبع: مجله خانواده سبز
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و پنجم دی 1385 ساعت 12:18 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و یکم دی 1385 ساعت 7:22 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و یکم دی 1385 ساعت 6:52 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در نوزدهم دی 1385 ساعت 4:53 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در نوزدهم دی 1385 ساعت 3:50 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
میدان آزادی از بزرگترین میدانهای تهران است که برج آزادی، نماد تهران در آن قرار دارد.
برج آزادی یا شهیاد در زمان سلطنت محمد رضا شاه پهلوی به عنوان نماد پایتخت ساخته شد. طراح میدان شهیاد مهندس حسین امانت بود.
دكتر وحيد قباديان در همايش " معماري و شهرسازي كشور" در دانشگاه آزاد اسلامي شهركرد گفت: برج ميدان آزادي تهران ?بهترين نماد " نوگرايي " معماري معاصر ايران است.سازه برج ميدان آزادي نماد ايران پيش از اسلام و پس از اسلام را به نمايش گذاشته است
استاد دانشگاه شهيد بهشتي تهران افزود: معماري برج آزادي تهران تقليدي نيست و ايرانيت،كالبد اين برج و اسلاميت،تزئين برج آزادي است
وی معتقد است:معماري ورزشگاه آزادي تهران نيز كه توسط شركت Somشيكاگو آمريكا ساخته شده از نوع معماري " مدرن متعالي " مي?باشد
به گفته وي، معماري در ايران به سه نوع سنتي، تلفيقي و مدرن در سه دوره صفويه و قاجار، پهلوي و دوره پس از جمهوري اسلامي ختم مي?شود
وي تصريح كرد: معماري ايران در حال حاضر فقط داراي شكل است و از نظر مفهومي دچار بحران شده است
قباديان افزود:معماري ايران هم اكنون معماري " باليوودي " است، كه از غرب تقليد مي?كند . معماري امروزایران ، منبع الهامش در بطن خودش نيست و منبع الهام آن از كشورهاي در حال توسعه و غربي گرفته شده است.
تاریخچه ای از برج آزادی:
تاریخچه برج آزادی به سال 1345 شمسی بر می گردد . در این سال طرح یک نماد معرف ایران بین معماران ایرانی به مسابقه گذاشته می شود و در نهایت طرح مهندس حسین امانت ، بیست و شش ساله و فارغ التحصیل دانشگاه تهران برنده و برای ساخت انتخاب می شود.
عملیات بنا برج آزادی در یازدهم آبان 1348 شمسی آغاز می شود و پس از بیست و هشت ماه کار ، در 24 دیماه 1350 با نام برج شهیاد به بهره برداری میرسید.
معماری برج آزادی تلفیقی از معماری دوران هخامنشی، ساسانی و اسلامی است. این بنای سه طبقه چهار آسانسور و دو راه پله و 286 پلکان دارد. در محوطه زیرین آزادی چندین سالن نمایش، نگار خانه ، کتابخانه ، موزه و...قرار دارد .
طول این بنا 63 متر ، ارتفاع آن از سطح زمین 45 و ارتفاع از کف موزه 5 متر است .
کتابخانه وسیع و مجهز این مجموعه با سماحت 5/271 متر مربع دارای بیش از 000/50 جلد کتاب می باشد . همچنین کتابخانه محققات و مؤلفان با مساحت 243 متر مربع مکانی است که از طریق 30 دستگاه کامپیوتر به شبکه های اطلاع رسانی داخلی و خارجی متصل شده است..
.
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در نوزدهم دی 1385 ساعت 3:30 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
( 24 خرداد تا 4 تیر) درخت سیب ( عشق)
فردی آرام، گاهی اوقات خجالتی، بسیار جذاب و دلربا با رفتاری مناسب و سنجیده، ماجراجو و بی باک، حساس و ... دوست دارید که دیگران را دوست داشته باشید و سایرین هم شما را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسیار بخشنده و با استعداد. شما عاشق بچه ها هستید.
( 25 اردیبهشت تا 3 خرداد) ( 22 آبان تا 1 آذر) درخت ون ( بلند پروازی)
فوق العاده جذاب، پرانرژی، خودجوش و پر مسئولیت هستید.انتقاد را دوست ندارید. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمینان هستید. به پول اهیمت می دهید. خواستار توجه از سوی دیگران هستید و به پشتوانه و حمایت احساسی نیاز دارید.
(22 آذر تا 1 دی) درخت راش ( خلاقیت)
فردی با سلیقه،کسی که به ظاهر خودش اهمیت زیادی می دهد. یک برنامه ریز خوب برای زندگی و کار و مسائل اقتصادی، فردی که بدون لزوم بی گدار به آب نمی زند. منطقی و مونس و یاری بی نظیر در زندگی به شمار می روید.
(26 تیر تا 4 مرداد) ( 25 دی تا 3 بهمن) درخت سرو ( اعتماد به نفس)
فردی با توان و قدرت فوق العاده، کسی که می داند چطور خود را با شرایط مختلف در زندگی وفق بدهد.هدیای غیر منتظره را دوست دارد و از سلامتی بدنی برخوردار است. خجالتی نیست و اعتماد به نفس دارد. سخنرانی برجسته، فردی مصمم و با اراده، کمی عجول و بی طاقت و دوست دارد که دیگران را تحت تأثیر قرار بدهد. با استعداد، سخت کوش و اغلب خوش بین است و قادر است سریع تصمیم بگیرد.
(15 تا 24 اردیبهشت) ( 12 تا 21 آبان) درخت شاه بلوط ( درستکاری)
هیکل و اندامی خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهی بالا، یک طراح و سیاستمدار است. به راحتی آزرده خاطر می شود. بسیار حساس، کوشا، گاهی اوقات برتر از دیگران عمل می کند و گاهی در ارتباطات خود با سایرین سوء تفاهم برایش بوجود می آید. خانواده مدار و از لحاظ فیزیکی روی فرم است.
(14 تا 23 مرداد) ( 9 تا 18 بهمن) درخت سدر ( وفاداری)
فردی قوی، عضلانی، انعطاف پذیر، کسی که آنچه زندگی به اجبار به او می دهد می پذیرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعی می کند ساده و خوش بین باشد.دوست دارد از نظر مالی مستقل عمل کند. مهربان و عاطفی، از تنهائی متنفر، با وفا و گاهی اوقات هم به زودی عصبانی می شود. با احتیاط، تحصیل علم و دانش و کمک به دیگران را دوست دارد.
(16 تا 25 تیر) ( 12 تا 24 دی) درخت نارون ( بزرگواری)
قیافه و ظاهری خوب دارد و در پوشیدن لباس خوش سلیقه است. تقاضا و خواسته های او در حد اعتدال است. کم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمی کند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمایی بشود اما نه اینکه از دیگران اطاعت کند. شریکی درستکار و با وفا و دوست دارد برای سایرین تصمیم بگیرد. بزرگوار و نجیب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردی کارآمد است.
( 14 تا 23 خرداد) ( 12 تا 21 آذر) درخت انجیر ( حساسیت)
فردی مستقل، درستکار، با وفا که از ضد و نقیض گویی و بحث متنفر است. زندگی و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حیوانات لذت میبرد. اجتماعی و شوخ طبع است و دوست دارد که بعد از ساعت های طولانی کار سخت استراحت کند و از استعداد هنری و هوش بالایی برخوردار است.
(5 تیر تا 15 تیر) ( 2 تا 11 دی) درخت صنوبر ( رمز و راز)
فوق العاده با سلیقه است و نمی تواند تنش و فشار عصبی را تحمل کند. زیبایی را دوست دارد. گاهی افسرده می شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت که دوست دارد نزدیکان خود را حمایت و مراقبت کند با افراد غریبه هم به همان شکل رفتار میکند. نسبتاً کم ادعا، سخت کوش، با استعداد، فداکار، دور از خودپسندی و فردی که دوستان زیادی دارد و بسیار قابل اعتماد است.
( 24 شهریور تا 3 مهر) ( 22 تا 30 اسفند) درخت فندق ( خارق العادگی)
جذاب و گیرا، شوخ طبع، بسیار فهمیده و فردی که می داند چطور روی دیگران تأثیر ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعی، فعال، مردمی و اغلب اوقات دمدمی مزاج، درستکار، کمال گرا و در رعایت عدل و انصاف قاضی خوبی است.
( 13 تا 22 شهریور ) ( 11 تا 21 اسفند) درخت لیمو ترش ( شک و تردید)
یا هوش و سخت کوش است و آنچه را زندگی به او می دهد می پذیرد. البته بعد از آنکه سعی می کند شرایط بد را به خوب تغییر بدهد. از فشارهای عصبی نفرت دارد. از مسافرت و تعطیلات کوتاه لذت میبرد. ممکن است خشن به نظر بیاید اما واقعاً روحی لطیف دارد. همیشه آماده جانفشانی برای افراد خانواده و دوستان است. بسیار بااستعداد است اما برای استفاده و بهره بردن از آنها باید زمان پیدا کند. خصلت رهبری بالایی دارد و فوق العاده وفادار است.
( 4 تا 13 خرداد) ( 2 تا 11 آذر) درخت ممرز ( خوش سلیقگی)
زیباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سلیقه و فداکار است وزندگی را تا جایی که ممکن باشد راحت می گیرد. زندگی را به سوی منطق و انضباط سوق می دهد. به دنبال مهربانی و تقدیر از دوستان است. تصمیم گیری برای او سخت است و فردی بسیار قابل اعتماد به شمار می رود.
( 11 تا 20 فروردین) ( 14 تا 23 مهر) درخت افرا ( استقلال فکری)
فردی معمولی نیست و سرشار از تصور و خلاقیت و ابتکار، خجالتی و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متکی به نفس، به دنبال تجارب جدید و گاهی عصبی است اما حافظه و ذهنی قوی دارد و به آسانی یاد می گیرد و همیشه می خواهد اثری خوب روی دیگران داشته باشد.
( 23 شهریور) درخت زیتون ( عقل)
عاشق مهربانی و رأفت، منطقی و متعادل است و از خشونت دوری می کند. بردبار و شکیبا،با نشاط و سرزنده، آرام و عادل است و قلبی رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت دوری می کند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و فرهیخته لذت می برد.
(24 مرداد تا 2 شهریور) ( 19 تا 30 بهمن) درخت کاج ( صلح وآشتی)
عاشق مصاحبت و شرکت در گفتگوهایی است که به توافق منجر بشود. باید در زندگی آرامش داشته باشد. عاشق کمک کردن به دیگران است و تخیلی پویا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. همیشه ملاحظه دیگران را می کند. با همه خیلی دوستانه رفتار می کند. احساسات لطیفی دارد و به عاطفه و اطمینان خاطر نیاز دارد.
( 1 تا 14 اردیبهشت) ( 5 تا 13 مرداد) ( 4 تا 8 بهمن) درخت سپیدار (تردید و عدم ثبات)
جذاب به نظرمی آید. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالایی ندارد. در مواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و جوی خوشایند نیاز دارد. بسیار مشکل پسند و غالباً تنها است و طبعی هنرمندانه دارد. هماهنگ کننده خوبی است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی در امور مشارکت دارد.
( 1 تا 10 فروردین) ( 4 تا 13 مهر) درخت زبان گنجشک ( حساسیت)
سرشار از جذابیت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه دیگران را به خود جلب کند. عاشق زندگی، فعالیت و حتی پیچیدگی ها است. مستقل، خوش سلیقه، پراحساس،یار و هم صحبتی خوب است. کسی که تمایل به عفو و گذشت ندارد.
(21 تا 31 فروردین) ( 24 مهر تا 11 آبان) درخت گردو ( اشتیاق و شور)
نجیب و با دید وسیع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازی او نامحدود است. فردی غیرقابل انعطاف، شریکی استثنائی اما بدقلق است. همیشه مورد علاقه نیست اما اغلب تمجید و تحسین می شود. مدیر و باهوش، بسیار پر حرارت اما گاهی اوقات مغرور است.
( 3 تا 12 شهریور) ( 1 تا 10 اسفند) درخت بید مجنون ( اندوه)
فردی که دوست دارد از فشارهای روحی دور باشد. زندگی خانوادگی را دوست دارد و سرشار از امید و رؤیا است. جذاب،بسیارمهربان،عاشق زیبایی، با استعداد زیاد در موسیقی، عاشق سفر به نقاط غیرمعمول،خستگی ناپذیر، غیرقابل پیش بینی، درستکار و فردی که می تواند تحت تأثیر قرار بگیرد اما نه هنگامی که در تنگنا باشد. حس ششم خوبی دارد و عاشق خنداندن دیگران است
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در نوزدهم دی 1385 ساعت 3:4 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در هجدهم دی 1385 ساعت 3:32 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟
توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست
توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن
توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه
توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه
توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه
توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه
توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه
توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن
توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه
توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه
توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره
_________________
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و نهم آذر 1385 ساعت 2:1 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و هشتم آذر 1385 ساعت 10:1 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و هفتم آذر 1385 ساعت 12:42 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و چهارم آذر 1385 ساعت 3:39 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در شانزدهم آذر 1385 ساعت 4:51 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در سیزدهم آذر 1385 ساعت 12:37 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
http://www.megaupload.com/?d=1OLXIWK1
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در سیزدهم آذر 1385 ساعت 10:26 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
Dustane Aziz Baratun Music Videoe Shahrzad - Faal Ro Amade Kardim Omidvarim Khoshetun Biyad
شهرزاد-فال
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در دهم آذر 1385 ساعت 3:36 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در دهم آذر 1385 ساعت 11:47 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در دهم آذر 1385 ساعت 10:32 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
A song for Zahra Amir Ebrahmi :
The download link is: http://www.sendspace.com/file/oa5m6n
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در هشتم آذر 1385 ساعت 10:11 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در ششم آذر 1385 ساعت 5:13 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در ششم آذر 1385 ساعت 4:24 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در ششم آذر 1385 ساعت 4:23 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در دوم آذر 1385 ساعت 11:5 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در یکم آذر 1385 ساعت 6:11 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در یکم آذر 1385 ساعت 5:1 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
BARAY DOOSTDARAN GOOROOHE SANDY , ALBUME JADIDESHAN BE ESEME Sabok Sangin BE ZOODY DAR INN SITE PAKHESH MISHAVAD. MONTAZER BASHID.
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و ششم آبان 1385 ساعت 5:18 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
Coming Soon : Sunset To Sunrise By Siavash Ghomayshi 




نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و ششم آبان 1385 ساعت 5:14 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و ششم آبان 1385 ساعت 2:53 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و پنجم آبان 1385 ساعت 6:42 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در سوم مهر 1385 ساعت 4:54 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و هفتم شهریور 1385 ساعت 1:42 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
ارسال فايلها بدون استفاده از اينترنت با ( HyperTerminal)
HyperTerminal چيست؟
HyperTerminal برنامه اي است كه توسط آن مي توانيد با استفاده از خطوط تلفن (و بدون
نياز به اينترنت) فايلهايي را از هر نوع به دوستانتان ارسال و يا از آنها فايلهايي را دريافت
نماييد. در صورت كار با اين برنامه در بسياري از موارد شما ديگر نيازي به استفاده از
اينترنت نخواهيد داشت، بنابراين قادريد در هزينه هاي اتصال به اينترنت تا حد زيادي صرفه
جويي كنيد.
برنامه Hyper Terminal به صورتي كاملاً ساده و آسان طراحي گرديده به صورتي كه شما
با چند بار كار كردن با آن مي توانيد با نحوه كار كاملاً آشنا گرديد.
نكته: براي استفاده از HyperTerminal شما به امكانات خاص نياز نداريد فقط كافي است كه
كامپيوتر شما و فردگيرنده به يك مودم مجهز باشد تا شما از طريق خط تلفن فايل مورد نظرتان
را ارسال و يا دريافت نماييد.
نحوه استفاده از Hyper Terminal
براي فعال نمودن HyperTerminal در ويندوز xp به روي كليد Start كليك نموده و از
منوي كشويي ظاهر شده به ترتيب All programs/Accessories / Hyper
Terminal< Communications را انتخاب كنيد تا پنجره Connection
Description در روي صفحه نمايش ظاهر گردد.
در كادر فوق يك نام را براي اتصال وارد كرده و از قسمت Icon يك آيكون را به دلخواه
انتخاب نموده و بر روي كليد OK كليك كنيد.
در پنجره Connect To از منوي كشويي Country / region كشور محل سكونت خود
(كه در اينجا IRAN را بايد انتخاب نماييد مگر اينكه خارج از ايران زندگي مي كنيد)،
AreaCode كد كشور، phonenumber شماره تلفن تماس و از منوي
ConnectUsing ابزار مورد استفاده (كه در اين جا مودم مي باشد) را انتخاب كرده و
برروي كليد OK كليك نماييد.
نكته: در قسمت phone number شما بايد شماره تلفن شخصي كه مي خواهيد براي او فايل
مورد نظرتان را ارسال كنيد را وارد نماييد.
در پنجره Connect شما كافي است بر روي كليد Dial كليك كنيد تا شماره گيري انجام گيرد.
در اين مرحله در صورتي كه مي خواهيد تغييري در شماره تلفن تماس و يا محل سكونت خود
دهيد كافي است برروي كليدهاي Modify يا Dialing properties كليك كرده و در
كادرهاي محاوره اي ظاهر شده تغييرات مورد نظر را اعمال نماييد.
بعد از چند لحظه شماره گيري توسط مودم انجام مي شود.
تنظيماتي كه فرد گيرنده بايد انجام دهد
براي دريافت يك فايل از طريق HyperTerminal فقط كافي است در پنجره اصلي برنامه از
منوي Call گزينه Wait For a Call را انتخاب نماييد.
بعد از چند لحظه شما مي توانيد فايلهاي ارسالي را دريافت كنيد.
ارسال فايلها
بعد از اينكه در پنجره Connect تنظيمات مربوطه را انجام داديد و توسط شماره گيري به
شماره مربوطه متصل شديد. براي مشخص كردن فايلهاي ارسالي از منوي Transfer گزينه
Send File را انتخاب كنيد تا كادر محاوره اي Send File در روي صفحه نمايش ظاهر
گردد.
در كادر محاوره اي ظاهر شده براي انتخاب فايل مورد نظرتان بر روي كليد Browse كليك
كنيد تا كادر محاوره اي Select File to Send در روي صفحه نمايش ظاهر گردد.
در كادر محاوره اي فوق شما كافي است فايل مورد نظرتان را انتخاب نموده و بر روي كليد
Open كليك نماييد و در كادر محاوره اي Send file بر روي كليد Send كليك كنيد تا عمل
ارسال انجام پذيرد.
ارسال پيغام به صورت متن
بعد از اينكه به شماره مورد نظرتان متصل شديد در پنجره اصلي برنامه Hyper Terminal
شما به صورت مستقيم مي توانيد متن مورد نظرتان را تايپ نماييد. متن تايپي در اين قسمت
براي دوست شما كه به كامپيوتر او توسط برنامه Hyper Terminal متصل شديد نيز قابل
مشاهده مي باشد.
مشخص كردن محلي براي ذخيره سازي فايلهاي دريافتي
شما به سادگي مي توانيد محلي را براي ذخيره سازي فايلهاي دريافتي از طريق برنامه را به
صورت پيش فرض تعريف نماييد. براي اين منظور از منوي Transfer گزينه Receive
File را انتخاب نماييد تا كادر محاوره اي مربوطه در روي صفحه نمايش ظاهر گردد. در كار
محاوره اي فوق شما با كليك نمودن كليد Browse مي توانيد محلي را براي ذخيره سازي فايل
دريافتي تعيين نماييد.
ذخيره سازي اتصال
بعد از برقراري ارتباط از طريق برنامه Hyper Terminal، شما مي توانيد اتصال فوق را
براي استفاده مجدد ذخيره نماييد. براي اين منظور از منوي كشويي File گزينه Save را
انتخاب كنيد. با اين كار اتصال شما با اسمي كه شما براي آن مشخص نموده ايد ذخيره مي گردد،
براي برقراري اتصال براي دفعات آتي، در زير منوي Accessories < All Programs
< Start HyperTerminal Communications كافي است به روي نام اتصال فقط كليك
كنيد.
قطع نمودن اتصال
بعد از اينكه فايل هاي موردنظرتان را براي دوستانتان ارسال كرديد و يا از آنها دريافت كرديد،
براي قطع نمودن اتصال به روي گزينه Disconnect كليك نماييد تا اتصال شما قطع گردد.
نوار ابزار برنامه Hyper Terminal
در نوار ابزار برنامه HyperTerminal مجموعه دستورات پراستفاده به صورت آيكونهايي
در دسترس شما قرار گرفته است. در صورتي كه نوار ابزار برنامه در زير نوار منوها وجود
نداشت از زير منوي View گزينه ToolBar را انتخاب كنيد.
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در سیزدهم شهریور 1385 ساعت 1:38 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در نهم شهریور 1385 ساعت 6:29 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
احتمال جشن گرفتن صدمين سال تولد در افرادي كه از مادران جوان متولد شدهاند، بيشتر است.
به گزارش «رويترز هلث» از نيويورك، محققان «مركز پيري دانشگاه شيكاگو» در نشست انجمن آمارگيري شيكاگو كه بهار امسال برگزار شد، گفتند: سن مادر در هنگام تولد نوزاد تاثير عمدهاي در طول عمر نوزاد دارد.
دكتر «لئونيد گاوريلوو» و «ناتاليا گاوريلووا» گزارش دادند، شانس رسيدن به سن ۱۰۰سالگي در افرادي كه سن مادرانشان در هنگام تولد آنها كمتر از ۲۵سال بوده است، تقريبا دو برابر ساير افراد است.
اين تحقيق نشان ميدهد سن پدر اهميت كمتري در طول عمر فرزند دارد.
اين دو محقق در مطالعه قبلي خود دريافتند اينكه فرد چندمين فرزند خانواده است ميتواند به پيشبيني طول عمر او كمك كند.
بر اساس اين مطالعه، احتمال رسيدن به سن ۱۰۰سالگي در فرزندان اول خانواده به ويژه دختران بسيار بيشتر از ديگر فرزندان خانواده است.
اما تحقيق اخير اين كارشناسان نشان ميدهد سن مادر بيشتر از فرزند اول خانواده بودن در طول عمر نقش دارد.
اين محققان با استفاده از اطلاعات آماري آمريكا، اطلاعات اداره امنيت اجتماعي و سوابق تبارشناختي، ۱۹۸فرد صد ساله را كه از سال ۱۸۹۰تا ۱۸۹۳در آمريكا متولد شده بودند شناسايي كردند.
محققان در تلاش براي شناسايي پيش نشانگرهاي احتمالي در افزايش طول عمر افراد، سوابق خانوادگي آنها را بررسي كردند.
نتيجه اين مطالعه نشان ميدهد برخورداري از عمر طولاني در فرزندان مادران جوان ميتواند نتايج اجتماعي مهمي داشته باشد چرا كه بسياري از زنان به دليل نيازهاي كاري، مادر شدن را تا سنين بالاتر به تاخير مياندازند.
محققان تاكيد كردند، براي بررسي علت تاثير سن مادر در طول عمر فرزندان بايد مطالعات بيشتري در اين زمينه انجام شود.
__________________
( سامان )
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در نهم شهریور 1385 ساعت 9:29 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
بـر اسـاس بـاور بسیـاری از متـخـصـصـان مشــاوره آقـایــون هـمـچـنان ذهـنـیـت اولـیـه و بــدوی خود
را در مورد مسائل مربوط به روابط با خانمـها حفظ کرده اند. این دسته از افراد تصـور می کنند که
شخصیت خانم ها منفعل بوده و دست یـابی بــه آنها کار دشواری است. چرا؟ به این دلیل که آنها معتقدند
که زمانی رسیدن به یک خانم لذت بخش خواهد بود که برای دست یابی به او هفت خوان رستم را پشت
سر بگذارند. آقایون تصور می کنند که اگر به دنبال خانم ها راه نیفتند و تمام سختی ها را به خاطر او
تحمل نکنند به اندازه کافی مردانگی خود را آشکار نساخته اند.
اما متاسفانه آنها چیزی در مورد عشق حقیقی و فضای رمانتیکی که بعد از ازدواج ایجاد می شود،
چیزی نمی دانند. وظیفه یک مرد پس از تعقیب کردن و بدست آوردن همسر مورد علاقه اش چیست؟ در
این جا آنها بر این باورند که بالاترین خواست یک خانم این است که او به مردانگی خود عمل کرده و یا
خانم مصالحه کند.
دوران مردهای خشن سر آمده
شاید مردهایی وجود داشته باشند که دارای پدران سرسخت و مادران نیازمندی بوده اند، اما تحقیقاتی که
از 18 سال پیش تا کنون ادامه داشته است گویای این مطلب است که پرونده یک چنین تفکراتی را باید به
طور کلی بست. زوج ها در هر سنی به کلاس های مشاوره خانواده می روند، کلاس های آموزش
رابطه برگزار می شود و سمینارهای برای هر دو جنس تدارک دیده می شود. اما آیا مفید واقع می
شوند؟ اینطور نیست زمانیکه موقع عمل فرا می رسد دوباره همان داد و بیدادهای همیشگی به راه می
افتد، آقایون تن صدای خود را برای خانم ها بالا می برند و باز هم همان کشمکش های قدیمی جای تمدن
امروزی را تنگ می کنند.
آنوقت همین مردها از همسرانشان انتظار دارند که مسئولیت بیشتری را در زندگی به عهده بگیرند و از
خود فعالیت بیشتری نشان دهند.
در کنگره ای که در شهر ملبورن استالیا برگزار شده یکی از آقایون شرکت کننده اظهار داشت که: "خانم
من انتظار دارد من بتوانم ذهنش را بخوانم و خواسته هایش را قبل از آنکه بر زبان آورد اجرا کنم، اما
من نمیتوانم." بسیاری از آقایونی که در آن جمع حضور داشتند بر صداقت رفیقشان لبخند زده و سپس او
را تشویق کردند. از سوی دیگر بر روی لب خانم ها نیز خنده ای از سر رضایت و تصدیق نقش بست.
در جلسه دیگری که در شهر دیتروید برگزار شد یکی از آقایون اظهار داشت که "همسرم همیشه از من
انتظار دارد که کمی احساساتی تر باشم و وقت بیشتری را در کنار او صرف کنم. اما زمانی که به او
گفتم اگر به این کار ادامه دهیم این امکان وجود دارد که شغل فعلی ام را از دست بدهم، او در جواب من
گفت شغلم برایش اهمیتی ندارد و هیچ وقت نباید کاری انجام دهم که او ناراحت و عصبانی شود."
بله آقایون از خانم ها می ترسند
حقیقت امر این است که مردها هم انسان هستند و سرشار از احساس می باشند. غیرت دارند، نیازمند
احترام هستند و می خواهند کسی باشد که آنها را از صمیمی قلب دوست بدارد. اما بسیاری از آنها
وحشت دارند که احساسات واقعی خود را با همسرانشان در میان بگذارند چرا که احساس می کنند شاید
از طرف خانم ها مورد احترام قرار نگرفته و عواطفشان خدشه دارد شود.
مردها علاقه خاصی به در میان گذاشتن احساساتشان با خانم ها دارند اما فقط زمانی این کار را انجام
می دهند که مطمئن شوند ارزش درونیشان حفظ شده و شاهد برخورد مناسبی خواهند بود. در غیر
اینصورت، بله، در مورد تحقیر و اهانت خانم ها محافظه کارانه عمل می کنند. مردها دوست دارند که
ارتباط بالغ و کاملی را با خانم ها برقرار کنند تا اینکه مانند شوالیه ای برای نجات خانم ها از ذلت ظاهر
شوند.
اما نقش هایی که آقایون از بازی کردن در آنها لذت می برند اندکی محدود است. در حال حاضر فقط چند
سال است که به آقایون اجازه داده می شود که در هنگام تولد فرزندانشان در کنار خانم ها حاضر شوند
یا اینکه در خانه بمانند و از بچه ها مراقبت کنند و در عوض خانم ها به خارج از خانه رفته و کار کنند
(البته بدون اینکه کسی آنها را مسخره کرده و از روی او جوک بسازد) و به تازگی مردها این حق را
پیدا کرده اند که جشن ازدواجشان را خودشان برنامه ریزی کنند.
مردها فقط تماشاچی هستند
در موردش فکر کنید. خانم ها خواستار همسر فعال و پرانرژی هستند در حالیکه تمام کارها از قبیل
خرید عروسی، دعوت کردن مهمان ها و حتی ماه عسل را همراه با مادرهایشان برنامه ریزی می کنند.
پس چه بلایی بر سر قدرت و نیرویتان آمد شوالیه های پر قدرت؟ ارزش شما را تا حد یک ناظر پایین
آورده اند. تمام برنامه های عروسی به وسیله مادر عروس هدایت می شود! پس این مرد اگر نتواند
توانایی ها، تجارب و انتظاراتش را در مقابل زنی که به او می گوید دوستت دارم؛ بروز دهد پس کجا
می تواند آنها را آشکار کند؟
پس نباید تعجب کنید که بعضی از مردها به زندگی مشترک خود به عنوان شیء فرعی نگاه می کنند و
انتظارات خانم ها را آنچنان که باید و شاید برآورده نمی سازند. خانم ها به آنها یاد داده اند که جزء
بازیکن های ذخیره زندگی هستند. بنابراین اگر روزنامه و کامپیوتر و یا فوتبال شب جمعه را به مسائل
زندگی خود ترجیح می دهند نمی توان بر آنها خرده گرفت چراکه همانند شب عروسی تمام کارها را بر
عهده خانم می گذارند.
جادوی تفاوت ها
همه ما، چه زن و چه مرد، از دیگران انتظار داریم که به ما احترام بگذارند و ارزش ما را نگه دارند.
این مسئله زمانی که زن و مرد زندگی مشترکشان را با یکدیکر آغاز می کنند از اهمیت بیشتری
برخوردار می شود. بهتر است ذهن خود را از کلیشه هایی نظیر: "تمام چیزی های که خانم ها می
خواهند..." و " مردها این چنین هستند.." پاک کنیم و با حس کنجکاوی خالص خود پیش رویم تا بتوانیم
به حقایق دست پیدا کنیم.
به همین دلیل است که ما نام کتاب اخیر خود را "با هم برای زندگی شادتر و کم فشارتر برنامه ریزی
کنیم" گذاشتیم. در این کتاب با اصولی آشنا می شوید که می توانید به آسانی به استقبال پیوند آرزوهایتان
با فرد مورد علاقه خود بروید. خوشبختانه ما شاهد این امر هستیم که اخیرا بیش از 40 در صد از
آقایون به طور دائمی پی گیر مسئله ازدواج خود می شوند و در تمام مراحل از نامزدی گرفته تا ماه
عسل به خانم ها کمک می کنند. هر چند کتاب های بیشماری برای نو عروس ها و تازه دامادها به چاپ
رسیده اما کتابی که در این قسمت به شما معرفی شد تنها کتابی است که می تواند شما را حمایت کرده و
از ادواجتان پشتیبانی نماید.
یکی از خوانندگان کتاب ما که به تازگی هم داماد شده بود نظر خود را چنین بیان می کند "وقت آن رسیده
که ما مردها تکانی به خود بدهیم، و این کتاب انگیزه لازم را برای ما فراهم می آورد." او با خوشحالی
برای ما توضیح می داد که چگونه با همکاری نامزدش تمام سور و سات عروسی را برپا کردند. او آگاه
شده بود که گاهی اوقات هیچ کس به نظر آقایون در مورد ازدواج، بچه و روز عروسی شان اهمیت نمی
دهد. تازه در این جا خانم ها شکایت هم می کنند که مردها اصلا علاقه ای از خود نسبت به زندگی
مشترکشان نشان نمی دهند و بیشتر دوست دارند با دوست هایشان به گردش و تفریح بپردازند تا اینکه
اوقات فراغت خود را با همسرانشان بگذرانند. خوب این کار دقیقا چیزی است که خانم ها مردها را
وادار به انجام آن می کنند. ما مرد ها یاد گرفته ایم که فقط باید برای رسیدن به خانم ها مانند یک مرد با
مسائل و مشکلاتی که بر سر راهمان قرار دارد مبارزه کنیم اما هنگامیکه به هدف رسیدیم کارمان تمام
شده و نوبت خانم هاست تا باقی مسائل را برنامه ریزی کنند.
باید در نظر داشت که مردها هم انسان هستند و دارای روحیات حساسی می باشند. خانم ها نیز باید خیلی
بیشتر از این ها خود را پذیرای احساسات و عواطف آقایون کنند. تنها در چنین حالتی است که راه
رسیدن به یک ارتباط مطلوب برایمان هموار می شود. رابطه ای که شاید اکثر ما آرزوی برخورداری
از آن را می کنیم.
( امیر )
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در نهم شهریور 1385 ساعت 9:25 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
مى توان با تکنیک هایى مثل سراب دریایى بدون اینکه در مقابل انتقاد دیگران جبهه بگیریم آنها را پذیرفته از خود عبور
دهیم و انرژى خود را صرف جدال با همکاران نسازیم.
1ـ سعى درجلوگیرى ازتظاهر: دروغ وتظاهر معمولاً دروغ وتظاهر دیگرى را مى طلبد و سیکل معیوب طى مى شود ودرفرد احساس گناه ایجاد مى کند وانرژى روانى فرد را به هدر مى دهد.
2ـ سعى درجلوگیرى ازعجله وشتابزدگى درکارها: عجله وشتابزدگى درکار معمولاً باعث تضعیف تمرکز فرد شده، سلامت کار را زیر سؤال مى برد واطمینان وآرامش را ازفرد مى گیرد.
3ـ پرهیز ازمقایسه خود با دیگران : هرکدام ازما از نظر هوش، استعداد، تواناییها، جایگاه وموقعیتى که داریم منحصر به فرد هستیم و تواناییهاى مان با دیگران فرق مى کند پس نتیجه مادى ومعنوى زندگى مان نیز با دیگران متفاوت خواهد بود. مقایسه تمامى فاکتورها میسر نیست لذا نتیجه را با دیگران مقایسه نکنیم که باعث تضعیف روحیه خود گردیم.
4ـ با خود رابطه خوب داشتن: خودمان را بپذیریم وبه خودمان احترام بگذاریم.
5ـ خودگویى هاى منفى را کم کردن: ما بدشانسیم، ما محکومیم، سرنوشت غم انگیزى داریم، همه درصدد تضعیف ما هستند واین جور جملات را به کار نبریم.
6ـ خودگویى هاى مثبت را زیاد کردن: به خود امیدوارى بدهیم، همیشه هم موقعیت به ضررما نبوده، دراکثر مواقع خوب عمل کرده ایم، خود را تشویق کنیم.
7ـ براى خود انگیزه فراهم کردن: سعى کنیم به یادگیرى هاى جدید بپردازیم و خود را شکوفا کنیم، به کامپیوتر، اینترنت، به موسیقى، به ورزش ، به گل کارى، به تفریح جدید.
8ـ خود را به خلاقیت تشویق کردن: سعى کنیم لحظه به لحظه تازه تر ونوتر عمل کنیم، کارمان را، حرف مان را، حتى کلمات مان را متفاوت ازدفعه قبل ادا کنیم.
9ـ سعى در احساس مفید بودن ومددکار بودن: با کمک به دیگران هم عاطفه مثبت آنها را برمى انگیزانیم ودرآنها احساس خوشایند ایجاد مى کنیم وهم عزت نفس خود را بالا مى بریم ودرکل اجتماع مان را مى سازیم.
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در نهم شهریور 1385 ساعت 9:21 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
چهار نفر بودند بنامهای همه کس-یک کس-هر کس و هیچ کس
یک کار مهم وجود داشت که میبایست انجام می شد و از همه
کس خواسته شد آن را انجام دهد.
همه کس میدونست که یک کسی آن را انجام خواهد داد
هر کسی میتوانست آن را انجام دهد اما هیچ کس آن را انجام نداد
یک کسی از این موضوع عصبانی شد به خاطر اینکه این وظیفه همه کس بود.
همه کس فکر میکرد هر کسی نمیتواند آن را انجام دهد اما هیچ کس نفهمید
که هر کسی آن را انجام نخواهد داد.
سرانجام این شد که همه کس یک کسی را برای کاری که هر کسی نمی توانست
انجام دهد و هیچ کس انجام نداد سرزنش کرد.
( امیر)
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در نهم شهریور 1385 ساعت 9:20 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
نام: بهروز وثوقی تاریخ تولد: خوی 1316
همسر سابق: فائقه آتشین(گوگوش) برادر چنگیز و شهرزاد وثوقی(بازیگران سینما)
فعالیت در زمینه دوبله (1337) فعالیت در زمینه تئاتر (1356) مهاجرت
به آمریکا(1359)
شاید نزدیک به یازده سال زمان لازم بود تا بهروز وثوقی کشف شود.
او از سا ل 1337 با بازی در فیلم <<طوفان در شهر ما>>به سینما آمد
وتا سال 1347
در نقشهای متفاوت اما نچندان پررنگی ظاهر شد.
انتخاب او برای فیلم قیصرتوسط مسعود کیمیایی کافی بود
تا نام بهروز وثوقی زبانزد خاص و عام شود.
بهروز وثوقی بازیهای متفا وت و ماندگار زیادی در کار نامه هنر ی دارد:
طوقی , داداش آکل,تنگسیر,بلو چِ بت, قیصر و....
وثوقی در سال 1359 ایران را برای همیشه ترک کرد. اودر خارج از
ایران هم در چند
فیلم ایفای نقش کرد.
کار نامه هنری بهروزوثوقی:
1340: صد کیلو داماد 1341: گل گمشده 1342: فرشتهای در خانه من 1343: دختر ولگرد, لذت گناه
1344: دزد بانک , عروس دریا 1345: امروزو فردا , بیست سال انتظار,خداحافظ تهران ,هاشم خان
1346: ایمان,دالاهو ,زنی بنام شراب 1347: برآسمان نوشته ,بیگانه بیا,تنگه اژدها, دشت سرخ......
هنگامه,گرداب گناه , منهم گریه کردم 1348: دزد سیاه پوش ,دنیای آبی ,قیصر
1349: پنجره, دور دنیا با جیب خالی, رضا موتوری,طوقی قهرمانان, لیلی ومجنون
1350: دداش آکل , رشید , فرار از تله, یک مردو یک شهر 1351: بلوچ , دشنه, غریبه
1352: تنگسیر, خاک, گرگ بیزار , نفرین 1353: سازش, گوزنها , ممل آمریکایی
1354: ذبیح , کندو, همسفر 1355: بت, بت شکن , ماه عسل, ملکوت 1356: سوته دلان, کاروانها
1357: گربه در قفس 1359: دقیقه 1360: Time walker 1362: گروگان 1365: چشمهایش
1369: تهدید, وحشت در بورلی هیلز
__________________
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در هشتم شهریور 1385 ساعت 11:35 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
این داستان رو شاید خیلی هاتون شنیده باشید ، ولی من یه بار دیگه مینویسمش :
وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد .
به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
--------------------------------------------------------------------------------
تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
--------------------------------------------------------------------------------
روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد" .
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم " ، و گونه منو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
--------------------------------------------------------------------------------
یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال ... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم و گونه منو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
--------------------------------------------------------------------------------
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، توی کلیسا ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه از کلیسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟ متشکرم"
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
--------------------------------------------------------------------------------
سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه ، دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود :
" تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم. من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتی ام ... نیمدونم ... همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.
ای کاش این کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر می کردم و گریه !
اگه همدیگرو دوست دارید ، به هم بگید ، خجالت نکشید ، عشق رو از هم دریغ نکنید ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنید ، منتظر طرف مقابل نباشید، شاید اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در هشتم شهریور 1385 ساعت 11:32 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
20ميليون فقير، 7 ميليون بيكار، 4 ميليون معتاد، 300 هزار زن تن فروش ؛ 14 ميليون بيمار روانى ، 600 هزار كودك كارگر ،يك و نيم ميليون محروم از تحصيل،8 ميليون بيسواد، 180 هزار نابغه فرارى با 30 تريليون و400 ميليارد تومان خسارت ناشى از فرارمغز ها، 450 هزار تصادف در سال، 40 هزار بيمار ايدزي، سن بزهکاري زير 10 سال، کف سني فحشا 14 سال، و کف سني اعتياد 13 سال و... اين ويرانه
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در هشتم شهریور 1385 ساعت 11:31 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
دانشمندان آدامسي داراي باكتري هاي مفيد درست كرده اند كه به ادعاي آنان مي تواند به جلوگيري از پوسيدگي دندان ها كمك كند.
اين ميكروب هاي مفيد در لثه مانع از چسبيدن ديگر ميكروب هاي زيان بار به دندان ها و حمله به آنها مي شوند.
با اين حال دندانپزشكان توصيه مي كنند بهترين راه حفظ سلامت دندان ها تميز كردن مرتب آنها براي خلاص شدن از شر تجمع ميكروب ها است. سر زدن مرتب به دندانپزشكان يك بار در هر6 ماه تا يك سال نيز كمكي موثر است.
شركت شيميايي Basf آلمان نيز اعلام كرد خمير دندان ها و دهان شوهاي داراي ماده ضد پوسيدگي لاكتوباسيل را به بازار مي فرستد.
اين ميكروب مفيد، كه به طور طبيعي در ماست وجود دارد براي درمان ناراحتي هاي روده نيز مفيد است.
استفاده بالقوه ديگر از لاكتوباسيل پيشگيري از بوي بد بدن است. Basf درصدد است با ساختن عطري با استفاده از اين ميكروب ها بوي بد زير بغل را با توقف توليد باكتري هاي مولد بواز بين ببرد.
باكتري هاي عامل پوسيدگي دندان روي سطح دندان ها اجتماع و قند را تبديل به اسيدهاي تهاجمي مي كنند كه ميناي دندان را از بين مي برد.
لاكتوباسيل هاي ضد پوسيدگي از تمركز باكتري هاي زيان بار در دهان كم مي كنند و باعث چسبيدن آنها به يكديگر مي شوند.
دانشمندان Basf اعلام كردند آدامس جديد روي عده زيادي آزمايش شده و قدرت چشمگيري براي كاهش ميزان ميكروب هاي مضر دارد. اين آدامس ها قرار است از سال آينده به بازار عرضه شود.
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در هشتم شهریور 1385 ساعت 9:27 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
کاخ سفيد، نهاد رياست جمهوری آمريکا پيشنهاد رئيس جمهور ايران برای مناظره تلويزيونی با رئيس جمهور ايالات متحده را رد کرد.
دانا پرينو، جانشين سخنگوی کاخ سفيد هدف رئيس جمهور ايران از طرح پيشنهاد مناظره را انحراف افکار جهانيان از نگرانی مشروعی خواند که به گفته وی، نسبت به رفتار ايران وجود دارد.
محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران در نشست خود با خبرنگاران که به مناسبت هفته دولت برگزار شد، جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا را دعوت کرد با وی در مناظره ای تلويزيونی شرکت جويد.
آقای احمدی نژاد موضوع اين مناظره را مقايسه "پيشنهادهای ملت ايران برای اداره جهان" با شيوه هايی اعلام کرد که به گفته وی آمريکا "با زور سلاح و استفاده از حق امتياز ويژه" می خواهد بر جهان تحميل کند.
وی از جورج بوش خواست تا با شرکت در مناظره با او، ديدگاه خود را درباره مسائل جهانی و راه حل آنها مطرح کند و در جريان ديدگاههای آقای احمدی نژاد در اين زمينه قرار بگيرد.
آقای احمدی نژاد در سخنرانی خود در آغاز نشست خبری هفته دولت، آمريکا را متهم کرد که با بهره بردن از پيروزی خود در جنگ جهانی دوم، مناسباتی ناعادلانه بر جهان برقرار ساخته و با مردم بسياری از کشورها همچون برده رفتار می کند.
رئيس جمهور ايران اين پرسش را مطرح ساخت که چنين مناسباتی تا چه زمانی بايد ادامه پيدا کند و در اين زمينه از جورج بوش دعوت کرد با وی در مناظره ای تلويزيونی شرکت کند.
آقای احمدی نژاد در عين حال گفت که به شرطی در اين مناظره شرکت خواهد جست که مناظره سانسور نشود و خبرنگاران هم در مناظره حضور داشته باشند و بتوانند پرسشهای خود را مطرح کنند.
محمود احمدی نژاد در حالی جورج بوش را به مناظره دعوت می کند که آقای بوش نامه آقای احمدی نژاد را با گذشت بيش از چهار ماه همچنان بی پاسخ گذاشته است.
محور اصلی سخنان محمود احمدی نژاد در نشست خبری هفته دولت اين بود که کشورهای پيروز در جنگ جهانی دوم روابط بين الملل را به شکلی ناعادلانه درآورده اند و ملتهايی همچون فلسطينيان که در برافروختن آتش جنگ جهانی دوم نقشی نداشته اند، به گفته وی، قربانی نتيجه اين جنگ شده اند.
يک روز پيش از اين سخنرانی متن نامه ای منتشر شد که محمود احمدی نژاد چند هفته پيشتر به آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نوشته و طی آن، با ستايش از تاريخ آلمان، ملت آلمان را نيز قربانی فاتحان جنگ جهانی دانسته بود.
اما اين نامه نيز همچنان بی پاسخ مانده است
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در هشتم شهریور 1385 ساعت 9:26 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
متن کامل نامه پاپ بندیکت شانزدهم به رییس جمهور ایران، محمود فرجامی
پاپ بندیکت شانزدهم و محمود احمدی نژاد
در پی اعلام برخی خبرگزاری ها مبنی بر ارسال قریب الوقوع نامه از طرف رییس جمهور ایران به شخصیت های مهم جهان؛ در برخی از محافل غیررسمی عنوان گردید که گیرنده بعدی، پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کاتولیک های جهان خواهد بود. اندکی پس از اعلام این امر و در حالی که جزئیات نامه بعدی آقای احمدی نژاد هنوز فاش نشده بود، نامه ای از سوی پاپ برای رییس جمهور ایران ارسال شد که متن آن بی هیچ توضیحی در پی می آید
جناب آقای احمدی نژاد، رییس جمهور محترم و مومن ایران
امروز صبح، یکی از مشاورانم اعلام کرد که احتمالا حضرتعالی به زودی نامه ای را برای من خواهید نوشت. قلبا از اینکه با انسان مومن و خداجویی نظیر شما مکاتبه داشته باشم خوشحال شدم و این فرصت را برای جامعه مسیحیت مغتنم و تکرار ناشدنی می شمارم. به همین خاطر بهتر دیدم تا برای حداکثر استفاده از نظرات ارزشمند و بسیار مهم شما، پیشاپیش نامه ای خطاب به حضرتعالی به نگارش در آورم.
آقای احمدی نژاد
بی شک نامه شما خطاب به رییس جمهور امریکا، نامه بسیار دلسوزانه ای بود که بیش از آنکه منافع دنیوی نویسنده و گیرنده نامه را در نظر داشته باشد، در پی تامین منافع جهان مسیحیت و به ویژه امپراطوری واتیکان بود به طوریکه بخش اعظم مطالب آن نامه به تعالیم سرورمان عیسی مسیح اختصاص داشت. از طرف خودم، عیسی مسیح، خدا و سایر موجودات از شما سپاسگزارم. من چهره نورانی شما را از ورای محاسن انبوهتان می بینم و مطمئن هستم وقتی نامه شما برای ریییس جمهور امریکا –که مردی صرفا سیاسی است- سرشار از معنویت باشد، نامه شما برای من – که مرد خدا هستم- به راستی انفجار نور خواهد بود. هرچند که بعضی از کاردینال ها و اسقف ها می گویند احتمالا این نامه حاوی مسایلی در رابطه با مسایل میان ایران و امریکا باشد (آنها از ابتدای انتشارمحتوای نامه معنوی شما برای رییس جمهور آمریکا، دائما می گفتند این نامه برای من بوده و اشتباها برای آقای بوش ارسال شده و طبعا حالا هم گمان می کنند نامه شما خطاب به من، در حقیقت باید برای رییس جمهور امریکا ارسال شود!) و من عمیقا برای این برادرانم از روح القدس آموزش می طلبم.
انسان مومن و معتقد، آقای احمدی نژاد
صمیمانه اعلام میکنم که نظرات شما را درباره یهودی ها و اسراییلی ها نه فقط قبول دارم که آنها را می ستایم. نمی دانید چقدر برای من سخت و دردآور است که می بینم هر روز این فرزندان قومی که مولایمان مسیح را به صلیب کشیدند و آنهمه دردها را بر او روا داشتند، آزادانه برای خودشان راه می روند و انگار که هیچی به هیچی. ای کاش می توانستم همچون شما نفرتم را از آنها اعلام کنم، هولوکاست را نفی کنم و حتی آنها را به شکنجه های قرون وسطایی محکوم کنم. ولی متاسفانه در اروپا هر مقامی در قبال حرفهایی که می زند مسوول است و زیر ذره بینِ مردم و رسانه ها. نمی دانید چقدر آرزو داشتم در مملکتی نظیر ایران که هیچ رییس و مقامی به خاطر حرفها و عقایدش مورد بازخواست قرار نمی گیرد بودم و می توانستم آرزوهای درونی و عقاید شخصی خودم را از تریبونهای رسمی بگویم.
آقای احمدی نژاد عزیز
با نظرات شما در مورد ، اومانیزم، دموکراسی، لیبرالیسم و سکولاریزم نیز کاملا موافق هستم و به نظر من هم که رسما متولی کلیسا می باشم آنها هیچ نفعی برای بشریت و تعالی انسان ها نداشته اند. آرزومند زوال و نابودی همه شان هستم چراکه آنها را اساس و پایه های دوران شرک آمیز کنونی می دانم.
همین چند شب پیش بود که باجمعی از برادران کاردینال و اسقف چند ساعتی مشغول مباحثه تئولوژیک بسیار مهمی در مورد طول بالِ چپ فرشتگان بودیم که ناگهان گربه سیاهی از آنجا رد شد و گربه ی ما یاد قرون وسطی کرد (یا به قول شما "فیلمان یاد هندوستان کرد")! همان روزگاری که می شد به استناد یک گربه سیاه، کفر و شیطان پرستی ده ها نفر از ملعونان را اثبات کرد و آنها را در دادگاه های مقدس تفتیش عقاید به آتش محکوم کرد. همان دورانی که تمام علوم ما از کتاب مقدس نشات می گرفت. دوران چرخش خورشید به دور زمین. دوران سوزاندن کتابهای مشرکانی مثل گالیله و بیکن و دکارت...
امیدوارم اکنون که حمیت و غیرت کفرستیزی از سرزمینهای مسیحی رخت بربسته، با کوشش های انسانهای مومن و متعهدینظیر شما، بشریت بتواند پس از زوال مزخرفاتی مثل اومانیزم و لیبرالیزم و حقوق بشر و سکولاریزم، بار دیگر دوران طلایی قرون وسطی را تجربه کند. سوگند میخورم که اگر شما این لطف را بکنید و ما را به آن دوران طلایی برگردانید، ما هرگز نگذاریم دوران شرم آور رنسانس و در پی آن مدرنتیته شکل بگیرد چه رسد به رشد نحله های کفرآمیزی مثل اومانیزم، دموکراسی، لیبرالیسم و سکولاریزم...
برادر احمدی نژاد
خدا شما و مردمتان را حفظ کند که دین داران واقعی و معتقدان راستین به عالم غیب، شما هستید. باور کنید که حتی من که به ظاهر رهبر کاتولیکهای جهان و نماینده خدا و مسیح برای آنان هستم اگر روزی ادعا کنم که هاله ای از نور به گرد سر خودم میبینیم کلامی جز "بیشین بینیم بابا حال نداری" دریافت نخواهم کرد؛ اما در مملکت با ایمان شما، اوضاع چنین نیست. حاضرم سلطنتم را در واتیکان بدهم و روزی در سرزمین شما بر مردم دین دار و معتقد و خوش سیرت شما رییس جمهور شوم. آه که نمی دانید چقدر آرزو دارم در مقابل مردمان فریاد برآورم که من با عالم غیب ارتباط دارم و خدا مرا در هاله ای از نور محافظت می کند و کسی به سخره ام نگیرد.
درود خدا بر مردم شریف و ساده دل شما که از مسخره کنندگان نیستند.
مردم ما حتی دیگر هاله نور بر گرد سر قدیسنی مثل سن دیه گو و سن فراچسکو را هم افسانه می پندارند. نفرین خدا بر سکولاریسم و آنان که رواجش دادند باد والا اگر هنوز در سرزمین ما دین از سیاست جدا نبود، فرمان میدادیم تا ناخن های منکرین هاله نور را بکشند. افسوس که اروپا از دست رفته است.
محمود گرامی
درایت شما در حل مشکلات لاینحل زبانزد همه است. از سوی دیگر من بنده پیر و ناچیز خداوند هستم که تمام توانم یا برای مناجات و موعظه صرف می شود و یا مخالفت با لوازم پیشگیری از حاملگی مثل کاندوم لعنت الله علیه. اما دنیای ما مشکلات دیگری هم دارد که از من برای حل آنها کار چندانی ساخته نیست و خوشحال خواهم شد که در نامه مفصلتان، ما را در آنها یاری کنید. مثلا علاقه عجیب برادران کشیش به همجنس بازی که هر از چندی هم اخبار آن به بیرون درز می کند. اخیرا هم که سخنان شما مبنی بر حق مسلم رواج یافته، بعضی از برادران دائما شعار می دهند "داشتن یک دوست پسر حق مسلم ماست!" و چشمانشان در آن لحظات برق عجیبی می زند.هیچ نوع مذاکره ای را نمی پذیرند مگر آنکه این حق برای آنان لحاظ شده باشد. تحریم ها هم که اثر نمی کند.
به نظر شما چکار باید کرد؟
فرزندم
هرچند که من هم مثل تمام پاپ های معاصر مجبور شده ام که از دخالت در سیاست پرهیز کنم و اگر سوگند خود در این رابطه را بشکنم، علاوه بر گناه کبیره، حقوق ماهانه ام هم قطع می شود اما صرفا بخاطر دین خدا ناگزیرم در مورد مساله هسته ای کشورتان و همینطور رابطه تان با امریکا اظهار نظر و موعظه کنم. آقای احمدی نژاد، از شما مصرانه خواستار آنم که سیاست های خود را با قاطعیت و بدون هیچ انعطافی دنبال کنید و در تمام زمینه ها هر عملی که رویارویی ایران و امریکا را تسریع و تقویت کند کوتاهی نکنید. خوشبختانه آقای بوش هم در همین مسیر گام بر میدارد.
من شما را در هیات صلاح الدین ایوبی و آقای بوش را به شکل ریچارد شیردل می بینم (هر چند که شما ملقب به محمود نورالدین هستید و مردم بوش را، جورجِ کله خر می نامند!) و باشد که روزگار پر جهادِ جنگ های صلیبی به کف با کفایت شما مردان خدا که مصمم و پراراده اید بازآفرینی شود تا در زیر پرچم کلیسا، امت مسیح باردیگر متحد شوند. روزی که غریو صدها هزار سرباز که عازم شرق هستند آسمان را به لرزه درآورد: "سلطنت کلیسا مستدام باد"، "عمر مقدست افزون باد ای پاپ"...
مطمئن هستم که شما و آقای بوش هم رویایی مشابه من دارید. بادا روزی که همهمان به آرزوهای خود برسیم.
قول می دهم به پاس این لطف شما، ریشه یهودیان را از روی زمین بکنم یا حتی مثل پسرعموی جدم، مرحوم آدولف، یهودیان و همجنس بازان را یکجا در آتش بسوزانم.
فدات شم
هم اکنون آوای ناقوس به علامت نماز شامگاهی به صدا درآمده و من باید نوشتن این نامه را تمام کنم. ای کاش می توانستم بجای موعظه برای برادرانی که چشمهای خیلی هایشان وقت نظاره من، به طرز عجیبی برق می زند، کار مفیدتری انجام دهم. مثلا فیلسوفها را به جرم ارتباط با شیاطین و بیگانگان دستگیر و محاکمه کنم. افسوس...
هزاران درودِ پسر، پدر و روحآلقدس بر شما باد
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در هفتم شهریور 1385 ساعت 10:32 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
رییس مرکز اطلاع رسانی پلیس پایتخت از شناسایی انبار بزرگ تهیه و تولید مشروبات الکلی تقلبی و دستگیری چهار متهم خبر داد.
محمد تورنگ با اعلام کشف انبار بزرگ مشروبات الکلی در منطقه قیامدشت، گفت: مقارن دوم شهریور ماه سال جاری، عوامل کلانتری 174 در محدوده حوزه استحفاظی خود واقع در «قیامدشت» به شخصی با هویت «ر م» در خصوص خرید و فروش مشروبات الکلی مظنون شدند. بدین ترتیب ماموران وی را مورد بازرسی بدنی قرار دادند که طی آن، یک عدد ساندیس با مارک خارجی از وی به دست آمد.
این در حالی بود که بررسیهای انجام شده بر روی این ساندیس که مشکوک به نظر میآمد، مشخا کرد این ساندیس حاوی مشروب الکلی است. براین اساس این متهم جهت تحقیقات تکمیلی به محل کلانتری 174 «قیامدشت» منتقل شد. تورنگ افزود: در این حال متهم «ر م» در بازجوییهای به عمل آمده، معترف شد این ساندیس حاوی مشروب الکلی را از شخصی به نام «ر ک» در قیامدشت خریداری کرده است.
با طرح این ادعا از سوی متهم، ماموران انتظامی بلافاصله مخفیگاه شخا مورد نظر را شناسایی کرده و با اخذ مجوز قضایی به صورت ضربتی وارد عمل شدند. رییس مرکز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ با بیان اینکه ماموران به محض شناسایی مخفیگاهی که یک منزل مسکونی بود، با احتمال وجود مشروبات الکلی دیگر بلافاصله برای بازرسی از محل وارد عمل شدند، اضافه کرد: در بازرسی از منزل این شخا، 50 لیتر مشروبات الکلی به دست آمد و این در حالی است که پس از دستگیری متهم مشخا شد وی با همکاری دو تن دیگر 35 و 54 ساله در منطقه نورآباد حوالی کهریزک، انباری را راهاندازی و اقدام به تولید مشروبات الکلی کرده است.
با شناسایی این انبار، ماموران در جریان ورود به آن با 11 بشکه 220 لیتری الکل صنعتی داخلی و 70 بشکه 220 لیتری الکل صنعتی خارجی مواجه شدند، بطوری که تحقیقات تکمیلی در این باره نشان داد متهمان در همان انبار اقدام به مخلوط کردن اسانسهای میوه خارجی با الکلهای صنعتی کرده و ماده به دست آمده را تحت عنوان مشروب خارجی به فروش میرساندهاند.
این در حالی بود که وجود دستگاههای پرس و ساندیس سازی، نشان میداد که این افراد به ظاهر مشروب الکلی خارجی را داخل ظروف پلمپ شده ساندیسهای خارجی با برچسبهای مختلف ریخته و به افراد میفروختند.
به گفته تورنگ، الکل موجود در داخل این ساندیسها به اندازهیی بود که با کوچکترین جرقهیی آتش میگرفت. وی خاطرنشان کرد: در حال حاضر 4 متهم دستگیر شده جهت ادامه تحقیقات تحویل مقامات قضایی شدند. نیروی انتظامی تهران بزرگ اطمینان داد: پلیس با کسانی که به منافع مادی و سلامتی افراد آسیب رسانده بطور قاطع برخورد کرده و نخواهد گذاشت افراد سودجو سلامت روانی افراد را به خطر بیندازند.
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در هفتم شهریور 1385 ساعت 10:30 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
گروه اجتماعی: رییس سازمان هواپیمایی کشوری گفت : ترکیه باید با ابلاغ رسمی به ایران، هرگونه تصمیم احتمالیاش به جلوگیری از پرواز هواپیماهای »توپولوف« خطوط هوایی ایران در حریم آن کشور را اعلام کند.
به گزارش ایرنا، یکی از رادیوهای بیگانه فارسی زبان، صبح روز دوشنبه، از ممنوعیت پرواز هواپیماهای »توپولوف« روسی خطوط هوایی ایران به آنکارا خبر داد.
به ادعای این رادیو، مدیریت سازمان هواپیمایی ترکیه (گغؤ علغفگمکخ) اعلام کرد: هواپیماهای مسافربری ایران از نوع »توپولوف 154« روسی استاندارد لازم را ندارد و از این پس اجازه ورود به حریم هوایی ترکیه را نخواهد داشت.
این رادیومدعی شد...
این رادیومدعی شد: مدیریت سازمان هواپیمایی ترکیه تصمیم خود را بطور رسمی به سازمانهواپیمایی کشوری و مدیرعامل شرکت »ایران ایرتور« اعلام کرده است.
با این حال، »نورالله رضایی نیارکی« که روز دوشنبه برای افتتاح دومین »رادار تقرب کشور« در فرودگاه بینالمللی» شهید بهشتی« اصفهان به پایتخت فرهنگی جهان اسلام سفر کرده بود، تاکید کرد: تا این لحظه اطلاعیه رسمی سازمان هواپیمایی ترکیه به دست ما نرسیده است.
وی در گفت و گو با ایرنا افزود: در صورتی که چنین تصمیمی توسط سازمان مذکور اتخاذ شود باید تبعات آن را نیز بپذیرد.
وی از جمله این تبعات را پاسخگو بودن آنکارا به شرکت روسی تولیدکننده هواپیمای »توپولوف« بیان کرد و گفت: این شرکت یک شرکت جهانی با استاندارد لازم برای تولید هواپیمای مسافربری از جمله »توپولوف 154« است.
رضایی نیارکی تصریح کرد: تا صبح دیروز (دوشنبه) پرواز اینگونه هواپیماها به آنکارا پایتخت ترکیه مجوز داشته است و در صورت ابلاغ در حین پرواز، خلبان هواپیما تصمیم مقتضی را خواهد گرفت.
با این حال، وی تصریح کرد: چنین تصمیمی نمیتواند منطقی باشد و دلایل توجیهی ندارد ضمن آنکه ما از کارکرد اینگونه هواپیماها راضی هستیم.
وی گفت: هواپیمای »توپولوف 154« در بسیاری از کشورهای جهان بهخدمت گرفته شده است زیرا استانداردهای پروازی آن کاملا منطبق با استانداردهای هوایی جهان است.
رییس سازمان هواپیمایی کشوری گفت: اکنون در مجموع 120 فروند انواع هواپیما در خطوط هوایی داخلی و خارجی کشور درحال سرویس دهی است که 25 فروند آن از نوع »توپولوف 154« روسی است.
در همین راستا، مدیرکل روابط عمومی شرکت هواپیمایی »ایران ایرتور« نیز امروز خبر ممنوعیت ورود هواپیماهای» توپولوف« این شرکت را به حریم هوایی کشور ترکیه تکذیب کرد.
"منصور حکیم منش» به ایرنا گفت: بر اساس استاندارد پروازها، وجود برخی اقلام در داخل هواپیما برای مسافران ضروری است و نبود آن مشکلاتی را به وجود میآورد.
وی گفت: برخی مسافران بدون توجه به این موضوع برخی اقلام مورد نیاز سفرهای هوایی را از داخل هواپیما خارج میکنند.
به گفته حکیم منش، کمبود این اقلام در داخل هواپیما و یا در کنار صندلی مسافران در بازرسیهای اخیر سازمان هواپیمایی ترکیه به این شرکت اعلام شده است و با رفع این کمبودها، پروازهای » ایران ایرتور« به مقصد ترکیه، همچنان ادامه خواهد داشت. وی تاکید کرد: نبود این اقلام در داخل هواپیما ایمنی پروازها را به خطر نمیاندازد، اما بر اساس استانداردهای پرواز، باید در داخل کابین هواپیما موجود باشد.
شرکت »ایران ایرتور« دو سال گذشته مجوز خرید 22فروند هواپیمای پیشرفته را دریافت کرده، اما این هواپیماها مشمول تحریمهای امریکا شده است و این شرکت همچنان از هواپیماهای مسافربری »توپولف 154« استفاده میکند.
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در هفتم شهریور 1385 ساعت 10:29 قبل از ظهر |
لینک ثابت |