تبليغاتX
Persian Forum - Persian , Download Music film ebook software and more

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

بهترين وبلاگ

Image Hosted by Shahmelooditv.com Image Hosted by Meloodi.blogfa.com [blogtitle]

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد ................................. خواهان کسی باش که خواهان تو باشد - به سایت آتی تی وی خوش آمدید
پرشین تی وی
 

رهبر حزب كارگر اسرائیل برای اولین بار یك عرب مسلمان را به عنوان وزیر این حزب در كابینه اسرائیل معرفی كرد.

به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه اینترنتی inform.kz، «امیر پرتز»، رهبر حزب كارگر اسرائیل اعلام كرد این انتصاب تاریخی روابط میان گروه‌های مختلف را در اسرائیل ارتقا می‌بخشد.

«رالب مجادلی» جانشین «افیر پاینز پاز»، وزیر فناوری و علوم شد كه اكتبر گذشته در اعتراض به پیوستن حزب ملی گرای افراطی ییزرائیل بیتنو از این ائتلاف جدا شده بود.
این در حالی است كه انتصاب «مجادلی» انتقادات زیادی را به دنبال داشته است.

«هاآرتص» گزارش داد: «استرینا تارتمن»، رئیس پارلمانی حزب ییزرائیل بیتنو اعلام كرد: انتصاب مجادلی ضربه مرگباری به صهیونیسم بود.
این اظهارات قانونگذاران را بر آن داشته تا از حزب ملی گرای افراطی بخواهند تا از دولت ائتلافی به رهبری ایهود المرت، نخست وزیر اسرائیل خارج شود.

«یورام مارسیانو»، رئیس پارلمانی حزب كارگر از اولمرت خواست تا «ییزرائیل بیتنو» را كنار گذارد و از حزب كارگر نیز خواست باقی ماندن در دولت با این حزب نژادپرست را مجددا بررسی كند.
پرتز در پی انتصاب این مسلمان گفت: این یك تحول تاریخی است و بدون شك روابط میان گروه‌های مختلف در اسرائیل را ارتقا می‌بخشد.

رهبر حزب كارگر هم چنین گفت: قرار دادن مجادلی در كابینه حضور آویگدور لیبرمن، رهبر حزب ییزرائیل بیتنو را متوازن می‌كند. این خبری بزرگ برای عموم اعراب اسرائیلی است. این اقدامی صحیح در مسیر برابری و عدالت است. ما با چالش‌های بسیاری روبرو هستیم.

مطبوعات اسرائیل نوشتند، انتصاب مجادلی به پرتز فرصت جلب حمایت در میان شهروندان فلسطینی در سرزمین‌های اشغالی در آستانه انتخاباتی حزبی در ماه مه را می‌دهد.
حزب كارگر هفت وزیر در كابینه اسرائیل دارد.

اسرائیل حدود 7 میلیون نفر جمعیت دارد که 20 درصد از آنها شهروندان عرب هستند.
__________________
نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و پنجم دی 1385 ساعت 6:56 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

به گزارش آینده روشن، برزان تكريتي برادر ناتني صدام ديكتاتور پيشين عراق و عواد البندر رئيس دادگاه انقلاب عراق در رژيم پيشين، صبح امروز اعدام شدند.

جعفر الموسوی دادستان كل عراق و مدعی العموم دادگاه صدام و همدستانش، در گفت و گویی با شبکه خبری العربیه، به شرح واقعه اعدام این دو جنایت کار پرداخت و افزود: در هنگام اجراء حکم برزان التکریتی، سر وی از جسدش جدا گردید.

تا این لحظه، عکس و فیلمی از این واقعه منتشر نشده است و تنها سخنگوی رسمی دولت عراق، این خبر را اعلام کرده است.

این حکم در حالی اجرا گردید که دولت عراق با فشار زیادی از سوی مخالفان اعدام همدستان صدام روبرو بود.

نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و پنجم دی 1385 ساعت 6:53 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

نامه مادر غضنفر به پسرش

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند

وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقات توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800 ، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه

ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده

همين ديگه .. خبر جديدي نيست
قربانت .. مادرت

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه

نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و پنجم دی 1385 ساعت 6:44 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

گفتگو با دوقلوهای افسانه اي ( حسين و حسن روحاني ) پرافتخارترين كاراته كارهاي ايران

برادران آذري زبان، از خطه استان زنجان، از شهري با مردمان خونگرم، تشنه مدال هستند. بدون اغراق، آنان پرافتخارترين كاراته كارهاي ايران هستند هر دويشان بچه محله مهديه زنجان، حسن و حسين روحاني، شايد هم بايد بگويم حسين و حسن روحاني، اما اگر به بزرگي باشد، بايد ابتدا حسن را بنويسيم؛ چرا كه يك ربع زماني از برادرش، حسين بزرگ‌تر است شايد بگوييد اين دو برادر تنها در مسابقات آسيايي دوحه مدال‌آور شده‌اند، اما اين‌طور نيست، البته حق هم داريد، از آنجا كه بيشتر نشريات ورزشي در كشورمان به فوتبال مي‌پردازند، شما خواننده گرامي كمتر درباره ديگر رشته‌ها اطلاعاتي داريد. اين دو برادر در رده‌هاي نوجوانان، جوانان و بزرگسالان صاحب مدال‌هاي رنگارنگ در عرصه جهاني شده‌اند؛ حسين دوبار قهرمان جهان شده و حسن هم يك‌بار. آنها تشنه مدال هستند، زماني كه از ديگر مقام‌هاي خود برايمان مي‌گفتند، مي‌ترسيديم كه در زمان پياده كردن نوار، به اشتباه بنويسيم؛ چرا كه همان‌طور كه در بالا گفتيم، كلكسيوني از مدال‌هاي مختلف، در كارنامه ورزشيشان به چشم مي‌خورد. اين شماره گفتگوي ورزشيمان اختصاص به برادران روحاني دارد، برادراني كه به اندازه يك دوجين مدال براي كشورمان در رقابت‌هاي آسيايي و جهاني كسب كردند. اين دو برادر كه تنها 23 سال از سنشان مي‌‌گذرد، هنوز فرصت دارند تا باز هم براي ايران عزيز، كسب افتخار و مدال به دست بياورند، گفتگوي ما را با حسن و حسين بخوانيد.

_ در كجا به دنيا آمديد و چند فرزند،
خانواده روحاني‌ را تشكيل مي‌دهد؟
حسن: 28 مرداد ماه سال 1362 در چهارراه رضايي تهران به دنيا آمديم و تنها فرزندان خانواده روحاني هستيم، با اين تفاوت كه من، يك ربع زمان از حسين بزرگترم.
_ مگر زنجاني نيستيد؟
حسين: پدر و مادرم از اهالي زنجان هستند، شغل پدر ايجاب مي‌كرد كه در تهران باشند، شش سالمان بود كه پدر و مادر دوباره به زنجان بازگشتند؛ سال 1368 بود كه ما همان سال به كلاس اول رفتيم...
_ شغل پدر و مادر را برايمان مي‌گوييد؟
حسين: پدر كار آزاد داشت و مادرم، مثل خيلي از زنان سنتي ايراني، خانه‌دار بود.
_ با توجه به اين‌كه دوقلو بوديد، بايد
خاطرات قشنگي داشته باشيد؟
حسين: فكر مي‌كنيد با توجه به اين كه پسر بچه بوديم و شيطان، چه كار مي‌كرديم؟ كاري جز شيطنت نداشتيم، با هم دعوا زياد مي‌كرديم، به خصوص از زماني كه به كلاس كاراته رفتيم. زماني كه مادر در منزل نبود، تمرينات كاراته را روي هم اجرا و گهگاهي هم شايد به يكديگر آسيب وارد مي‌كرديم.
_ راستي، چه شد كه رو به ورزش كاراته
آورديد؟
حسن: خيلي اتفاقي؛ شيطاني مي‌كرديم و مادرم تصميم گرفت كه ما را به كلاس تكواندو ببرد، اما از آنجا كه ظرفيت آن پر شده بود، نااميد شد؟... در يكي از همان روزهاي سال 1369، مادر (شهاب سلطاني) كه هم‌اكنون يكي از مربيان تيم ملي كاراته هم است و با مادرم آشنا بود، گفت كه پسرش كلاس كاراته در سالن شهداي گمنام داير كرده است. از همان‌جا، زندگي ورزشي ما آغاز شد. شركت در كلاس‌هاي كاراته مربي خوبمان شهاب سلطاني و سپس حضور در تيم‌هاي ملي نوجوانان، جوانان، اميد‌ها و سپس در سال هشتاد، زماني كه 18 ساله بوديم به عضويت تيم بزرگسالان در آمديم و تا به امروز در خدمت تيم ملي هستيم...
_ مقام‌هاي زيادي داريد، هرچه كه يادتان
است را برايمان بگوييد؟
حسين(مي‌خندد:) من و حسن در تمامي رده‌هاي نوجوانان، جوانان و اميدهاي آسيا، صاحب طلا، نقره و برنز شديم و هر كدام در اين رده‌ها چند بار قهرمان جهان شديم... همچنين صاحب چند طلا، نقره و برنز آسيايي هم هستيم، اما اجازه بدهيد بيشتر در مورد مسابقات جهاني بگويم . در سال 2002 در اسپانيا برنز، در سال 2003 فرانسه، طلاي جهان را در وزن منهاي شصت كيلوگرم، در سال 2004 مكزيك نقره و در سال 2005 فنلاند، يك‌بار ديگر طلاي جهان را كسب كردم.
حسن: به‌خاطر آسيب‌ديدگي شديد، دو مسابقه جهاني را از دست دادم، اما در وزن منهاي 65 كيلوگرم در فرانسه 2003 مدال طلا و در مكزيك به سال 2004 و اسپانيا به سال 2002 برنز به دست آوردم .
_ در چه سالي وارد مسابقات بين‌المللي
شديد؟
حسين: در سال 75، دررده نوجوانان...
حسن: در سال 77 به مسابقات بين‌المللي راه يافتم...، اما در رده بزرگسالان هر دويمان در سال هشتاد به تيم ملي بزرگسالان راه پيدا كرديم.
_ در حال حاضر پرافتخارترين
كاراته‌كاي تاريخ ايران كيست؟
حسن: حسين پرافتخارترين كاراته‌كاي ايران از لحاظ كسب مدال است.
_ هم‌اكنون عضو كدام باشگاه هستيد؟
حسين: من عضو نفت اهواز هستم و حسن عضو دانشگاه آزاد تهران. هرگاه هم تيم‌هايمان در شهرهاي مختلف بازي دارند يا ميزبان هستند، بايد خودمان را به آنجا برسانيم، اما درحال حاضر هر دويمان در زنجان زندگي مي‌كنيم.
_ از تحصيلاتتان برايمان نگفتيد و اينكه شغل
دومتان چيست؟
حسن: هردويمان، در رشته كارشناسي تربيت بدني، تحصيل مي‌كنيم. چند سال پيش مصوبه‌اي به تصويب رسيد كه طي آن پنجاه قهرمان ورزشي به استخدام شركت نفت درآمدند و ما هم جزء همين عده هستيم.
_ و طي اين سال‌ها از لحاظ مالي به سر
و سامان رسيده‌ايد؟
حسن: راستش را بخواهيد، آن‌طور كه بايد باشد، نبود. ما مدال‌هاي زيادي براي كشور كسب كرديم، اما اگر بخواهيد ما را با فوتباليست‌ها مقايسه كنيد به هيچ عنوان قابل قياس نيستيم...
_ راستي چرا مطبوعات، بيشتر به ورزش
فوتبال مي‌پردازند؟
حسن: در سال‌هاي اخير كدام يك از رشته‌ها مانند ورزش‌هاي رزمي تكواندو و كاراته، مدال براي ايران كسب كرده‌اند، در مسابقات جهاني هم بيشترين مدال‌ها از آن ورزش‌هاي رزمي بود، اما در مقابل مي‌بينيم، آن سرمايه‌گذاري‌ كه براي فوتبال مي‌شود، براي ديگر رشته‌ها انجام نمي‌‌گيرد. به نظر من مسئولان سازمان تربيت بدني بايد به ورزش‌هاي رزمي، بيشتر بها بدهند و بر روي آن سرمايه‌گذاري كنند... به نظر مي‌آيد كه نگاه سازمان بايد تغيير كند.
حسين: البته در بيشتر كشورهاي جهان، اوضاع به همين شكل است، از آنجا كه فوتبال حواشي زيادي به دنبال خود دارد مسلما از سوي مطبوعات، بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرد، اما فكر كنم مطبوعات در ايران نسبت به ديگر كشورها، بيشتر به فوتبال مي‌پردازند.
_ مجرد يا متاهل؟
حسين: دو سال است كه ازدواج كرده‌ام.
حسن: هنوز به فكر ازدواج نيستم، گويا برادرم از من زرنگ‌تر بود...
_ الگوي شما در كاراته كيست؟
هر دو برادر: بدون شك مربي خوبمان كه از كودكي زير نظر او آموزش ديده‌ايم، شهاب سلطاني.
حسين: (شردو) فرانسوي و حسن مي‌گويد: (اتو) كه مليت انگليسي دارد و سياهپوست است.
_ كاراته از آن نوع ورزش‌هايي است كه
بايد اعتماد به نفس زيادي داشته باشيد، يك
كاراته كار بايد چه خصوصيت‌هايي داشته باشد؟
حسن: تكنيك در كاراته بسيار مهم است، زماني كه شما مطمئن باشيد از تكنيك لازم برخوردار هستيد، به خودي خود اعتماد به نفس لازم را به دست مي‌آوريد، اما در هنگام مبارزه، تمركز شما بايد زياد باشد؛ چرا كه يك لحظه مي‌تواند آرزو‌هاي شما را براي كسب افتخار از بين ببرد.
_ از تلويزيون كه مسابقات را تماشا
مي‌كني، احساس مي‌كني اجراي فنون كاراته

نرم‌تر از تكواندو است، چرا؟
حسن: به اين خاطر كه ضربه‌هاي كاراته كارها، همراه با كنترل است، اما در تكواندو ضربه‌هاي غيركنترل شده است و ضربات سختي نواخته مي‌شود، به همين خاطر، تكواندوكاران از كلاه و لباس‌هاي مخصوص استفاده مي‌كنند، اين، تفاوت بارز اين دو ورزش رزمي است.
_ با اين كه كاراته، سابقه بيشتري نسبت
به تكواندو دارد، اما چرا در المپيك به صورت
رسمي نيست؟
حسين: البته تكواندو هم، يكي دو دوره است كه به بازي‌هاي المپيك راه يافته، اما اين نويد را بدهم كه از المپيك 2008 پكن، كاراته هم به ديدارهاي المپيك راه يافت، اگر طي اين سال‌ها كاراته در المپيك شركت مي‌كرد، به‌طور حتم حالا من و حسن هم جزء مدال‌آوران اين رشته بوديم.
_ چند سال ديگر مي‌توانيد در عرصه
بين‌الملي باقي بمانيد؟
حسن: در مسابقات قهرماني جهان در سال گذشته، يك كاراته كار 38 ساله انگليسي به مدال نقره جهاني دست يافت، اما در كشور ما تا يك ورزشكار به مرز سي سالگي مي‌رسد، به او مي‌گويند، ورزش را كنار بگذارد. به نظر من تا زماني كه ببينيم بدنمان كشش اين ورزش را دارد، درمسابقات جهاني شركت مي‌كنيم.
_ شما از سال هشتاد كه در مسابقات
جهاني براي كاراته بزرگسالان شركت كرديد،
به مدت شش سال است كه عضو تيم ملي
هستيد، آيا طي اين مدت در مسابقات انتخابي
شركت كرديد؟
حسين: دقيقا، ما هرگاه كه عضو تيم ملي شديم، حريفان داخلي را شكست داديم، كاراته اين‌طور نيست كه يك سال قهرمان جهان شدي، پس سال ديگر هم شركت كن، نه ما هر سال در مسابقات انتخابي شركت كرديم.
_ از پيروزي در دوحه خوشحال شديد؟
حسين: صد در صد، اما از آنجا كه ما پيشتر قهرمان جهان شده بوديم، قهرماني در آسيا برايمان تازگي ندارد، اما خوشحاليم كه مدال‌هاي ما و ديگر مدال‌آوران ايراني در آسيا، ما را در رتبه ششم آسيا جاي داد.
_ كاراته در دوحه چه مقامي آورد؟
حسن: ببينيد، كاراته، هم در رده مردان و هم در رده زنان برگزار شد، از آنجا كه بانوان در كاراته مي‌خواستند با حجاب شركت كنند، قوانين به آنان چنين اجازه‌اي نداد، پس به ناچار زنان، شركت نكردند. در زمينه (كاتا) هم كه يك مدال بيشتر نداشت از ايران كسي شركت نكرد، اما در رده كوميته مردان، ما قهرمان آسيا شديم، با سه طلا و دو برنز جالب اين‌كه ژاپن در مسابقات كوميته، مدال طلا نداشت و تك مدال طلايشان را در كاتا به دست آوردند، اما از آنجا كه زنانشان هم در مسابقات شركت كردند، طلاها را درو و به طور كلي به مقام اول رسيدند، اما در قسمت كوميته يا همان مسابقات وزن به وزن، ايران بالاتر از ژاپن ايستاد.
حسين: خوشحالم كه رزمي‌كاران تكواندو و كاراته، تنها ورزشكاراني هستند كه براي كره‌اي‌ها و ژاپني‌ها در كل جهان به رقيبي تبديل شده‌اند كه بارها آنان را با شكست مواجه كرده‌اند.
_ با اين تفاصيل كه گفتيد، طلاي دوحه
براي شما عادي بود.
حسن: به هر حال قهرماني آسيا براي چندمين بار، باعث افتخار است، اما امسال با سال‌هاي گذشته خيلي متفاوت بود، امسال ديگر مادرم در اين دنيا نبود تا پس از هر پيروزي براي ما اشك بريزد، وي سال گذشته در 55 سالگي با دنيا وداع گفت. شايد باورش مشكل باشد، اما جا دارد بگويم كه هر چه داريم از مادرمان داريم، نه اين‌كه پدر ما زحمتي برايمان نكشيد، اما مادر كاملا به مسايل ورزشي ما آگاه بود، با قوانين كاراته آشنا بود، تب چهل درجه هم داشتيم، مي‌‌گفت: نبايد تمريناتتان را قطع كنيد، اگر مي‌‌خواهيد قهرمان شويد، بايد فقط تمرين و روي هدفتان تمركز كنيد. در مسابقات 2003 فرانسه كه هر دو قهرمان جهان شديم، زماني كه با مادرم در ايران تماس گرفتيم، او تنها اشك مي‌‌ريخت، و خدا را شكر مي‌‌كرد.
حسين: زماني كه از مسابقات جهاني برمي‌گشتيم، مادرم مسير زنجان تا تهران را طي مي‌‌كرد تا در فرودگاه به استقبالمان بيايد. او با آب و تاب از لحظه‌هاي مبارزه ما كه از تلويزيون ديده بود تعريف و حتي در بعضي مواقع ما را براي نبرد، راهنمايي مي‌‌كرد. قهرماني ما، او را بيشتر خوشحال مي‌‌كرد، زماني هم كه شكست مي‌‌خورديم، بيشتر از ما غصه مي‌خورد، اما هيچ‌گاه اميدش را از دست نمي‌‌داد، به ما اميد دو چندان منتقل مي‌كرد، پيش از مبارزات، معمولا با مادر تماس مي‌گرفتيم و او با حرف‌هايش به ما اميد مي‌داد. مرگ او تاثير روحي شديدي بر روي ما گذاشت، او يك مادر واقعي بود.
_ چرا اصولا ورزش در زنجان به رشد
نرسيده است؟
حسين: نه، آن طور هم كه مي‌گوييد نيست، شايد قهرمانان اسطوره‌اي، به ورزش ايران معرفي نكرده است، اما همين امسال، دوچرخه‌سواران زنجاني كه عضو تيم ملي بودند در دوحه، مدال كسب كردند. (غفار اماني) عضو تيم ووشو از اهالي زنجان است، دو نفر ازاعضاي واترپلو و همچنين سه نفر از بانوان قايق سوار ما از اهالي زنجان بودند.
_ و از كشورهاي خارجي هم پيشنهاداتي
داشتيد؟
حسن: بله، به ويژه حسين كه سه بار قهرمان جهان شده، پيشنهادهايي براي حضور در باشگاه‌هاي كشورهاي حوزه خليج‌فارس و اروپا شده، اما هيچ كجا ايران نمي‌‌شود. زندگي در كنار مردمان آذري زبان زنجان برايمان لذت بيشتري دارد. زماني كه در خيابان‌هاي سرد شهر زنجان هستيم و مي‌بينيم كه اين اهالي، اين چنين به ما احترام مي‌گذارند، كجا برويم بهتر از سرزمين مادريمان.
_ از سختي‌هاي كاراته برايمان نگفتيد؟
حسين: هر سال مسابقات آسيايي و جهاني برگزار مي‌شود. سختي آن برمي‌گردد به مدت ده ماه از سال كه در اردوهاي مختلف هستيم.
_ كمي درباره فوتبال صحبت كنيم.
معمولا بيشتر بچه‌هاي ايراني از همان زمان
كودكي به فوتبال علاقه زيادي نشان مي‌دهند،
يا استقلالي‌اند يا پرسپوليسي، شما چه طور؟
حسين: من پرسپوليسي‌ام.
حسن: استقلالي از نوع دو آتيشه آن، عاشق شاهرخ و شاهين بياني بودم، در حال حاضر هم با عليرضا منصوريان و سهراب بختياري‌زاده رفيقم. اگر فوتباليست مي‌شدم، به طور حتم در استقلال بازي مي‌كردم و حسين هم در پرسپوليس.
حسين: بچه بوديم، گاهي اوقات بر سر آبي و قرمز حرفمان مي‌‌شد، به خصوص در دربي‌هاي اين دو تيم.
_ تفاوت جام‌جهاني فوتبال با
جام‌جهاني كاراته در چيست؟
حسن: در جام‌جهاني فوتبال 32 تيم شركت مي‌‌كنند و در جام‌جهاني كاراته بيش از صد كشور، ورزشكار مي‌فرستند. از طرفي فوتبال، ورزشي تجاري شده، اما كاراته همچنان ورزشي رزمي است.
_ از بچه محل‌ها بگوييد.
حسين: عاشق تمامي بچه‌هاي زنجان هستم و حسن مي‌گويد: برادران بياتي و وحيد بلوري از دوستان خوب ما هستند كه هميشه يار و ياور ما بودند. طي اين سال‌ها كه براي كشور افتخار كسب مي‌كنيم، در بدو ورود به شهرمان، زنجاني‌هاي خونگرم، ما را شرمنده خود مي‌كنند و از ما استقبال گرمي به عمل مي‌آورند.
_ و خانواده سبز؟
دو برادر: اميدواريم تمام خانواده‌هاي ايراني از وجود چنين نعمتي بهره‌مند باشند.
با ورزش دانشگاه آزاد اسلامي
دكتر بهرام قديمي عضو شوراي تحقيقات و مطالعات سازمان تربيت‌بدني شد.طي حكمي از سوي مهندس (محمد علي‌آبادي) معاونت محترم رييس‌جمهور و رييس سازمان تربيت‌بدني، دكتر (بهرام قديمي) مديركل تربيت‌بدني دانشگاه آزاد اسلامي به عنوان عضو شوراي تحقيقات و مطالعات سازمان تربيت‌بدني منصوب شدند.به گزارش روابط عمومي اداره كل تربيت‌بدني دانشگاه آزاد اسلامي، متن اين حكم كه صادر شده، به اين شرح است:
جناب آقاي دكتر بهرام قديمي
نظر به تجارب ارزنده و تخصص جنابعالي، به موجب اين ابلاغ به عنوان (عضو شوراي تحقيقات و مطالعات سازمان تربيت‌بدني) منصوب مي‌شويد. اميد است با استعانت از درگاه احديت و همفكري و اهتمام ساير اعضاي شورا، موجب تعامل بين مراكز پژوهشي سازمان‌هاي ورزشي را فراهم آورده و در توسعه پژوهش‌هاي كاربردي و نياز محور بخش تربيت‌بدني و ورزش كشور موفق و مويد باشيد.
منبع: مجله خانواده سبز

نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و پنجم دی 1385 ساعت 12:25 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 دوقلوهاي عجيب دنيا

دوقلوهاي به هم چسبيده دوقلوهايي هستند كه از زمان تولد و دوران جنيني به يكديگر وصل بوده‌اند. از اين نوع دوقلوها به طور متوسط در هر دويست هزار تولد يك بار مشاهده مي‌شود و تقريبا نيمي از آنها مرده به دنيا مي‌آيند و اغلب دوقلوهاي به هم چسبيده‌اي كه زنده مي‌مانند، دختر هستند 70( تا 75 درصد.) اولين دوقلوهاي به ثبت رسيده دو برادر ارمني بودند كه در سال 945 به دنيا آمدند ولي شايد معروف‌ترين دوقلوهاي به هم چسبيده تاريخ (چانگ و انگ بانكو)1811-1874( ) باشند. چانگ و انگ برادران دوقلويي بودند كه وضعيت و مكان تولدشان سبب شد نام (دوقلوهاي سيامي) را بر روي آنها بگذارند.

آنها در (سيام( )تايلند امروزي) به دنيا آمدند. پدرشان يك چيني و مادرشان دورگه چيني - تايلندي بود. آنها از قسمت جناق سينه و به وسيله يك غضروف به هم متصل بودند. ريه‌هاي آنها به يكديگر وصل بود ولي كاملا مستقل عمل مي‌‌كرد. اگر آنها در زمان حاضر و با امكانات پزشكي كنوني متولد مي‌‌شدند به راحتي از هم جدا مي‌‌شدند ولي در آن زمان و در كشور فقير تايلند چنين امكاناتي وجود نداشت. آنها در سال 1829 كشف شدند. تاجري انگليسي به نام (روبرت هانتر) آنها را ديد و در يك سيرك جهاني به همه نشان داد. آنها مدتي بعد توانستند بدون كمك (هانتر) پيشرفت كنند. چانگ و انگ به كاروليناي شمالي رفتند و مدتي بعد رسما شهروند آمريكا شدند. آنها يك مزرعه و چندين برده خريداري كردند و در سال 1843 با دو خواهر ازدواج كردند. چانگ و همسرش صاحب ده فرزند و انگ و همسرش صاحب دوازده فرزند شدند. همسران آنها خانه‌هاي جداگانه‌اي داشتند و به همين خاطر دوقلوها در هر خانه سه روز مي‌‌ماندند و سپس به خانه ديگري مي‌‌رفتند. بسياري از نوادگان آنها هنوز زنده هستند. از روي زندگي چانگ و انگ بانكو رماني نيز نوشته شده و ريه‌هاي به هم چسبيده‌شان هم‌اكنون در موزه (موتر) در فيلادلفيا نگهداري مي‌‌شود.

(لازاروس و جوانس باتيستا)1617-1645( ) دو برادر دوقلو بودند كه در قرن هفدهم در سيرك اروپا كار مي‌‌كردند. آنها در (جنوآ) در ايتاليا به دنيا آمدند. قسمت بالايي بدن (جوانس باتيستا) و پاي او به برادر دوقلويش چسبيده بود. چشم‌هاي او تمام مدت بسته و دهانش باز بود و هيچ‌وقت حرف نمي‌‌زد. اگر كسي با دست بر روي سينه او فشار وارد مي‌‌كرد، دستها، گوش‌ها و لبهايش را تكان مي‌‌داد. لازاروس براي پول درآوردن تمام اروپا را گشت و بيش از همه در سوئيس و دانمارك بود و در سال 1642 به اسكاتلند رفت. مي‌‌گويند او انساني باادب و جذاب بود ولي برادرش هميشه جلوي او آويخته بود. وقتي لازاروس كار نمي‌‌كرد با يك شنل بزرگ برادرش را مي‌‌پوشاند تا كسي متوجه او نشود. لازاروس بعدها ازدواج كرد و صاحب چندين فرزند شد كه تمامي آنها سالم بودند. زمان دقيق مرگ اين دو برادر مشخص نيست.
_ (ابيگيل و برتيني هنسل) متولد 1990 در (مينه سوتا) در ايالات متحده آمريكا هستند. نيمي از بدن بريتني و ابيگيل مشترك است. بريتني دختر سمت چپي و ابيگيل دختر سمت راستي است. آنها دو ستون فقرات دارند كه از ناحيه لگن مشترك هستند. آنها دو معده، چهار ريه و سه بازو دارند. بازوي مياني آنها بين دو سرشان قرار داشت و تكامل نيافته بود به همين خاطر جراحان در زمان كودكي آن را قطع كردند. مادر ابيگيل و بريتني پرستاري به نام (پتي) است و پدرشان (مايك هنسل) نجار است. وقتي دوقلوها به دنيا آمدند والدينشان تصميم گرفتند تلاشي براي جداسازي آنها نكنند زيرا بسياري از قسمت‌هاي بدن آنها مشترك بود و بعد از عمل، هر دوي آنها بايد ويلچرنشين مي‌‌شدند. خود دوقلوها هم مي‌‌گويند دوست ندارند جدا شوند. هر يك از آنها به يك طرف از بدن مشتركشان تسلط دارند و به خاطر همين هماهنگي، آنها مي‌‌توانند به راحتي راه بروند و حتي بدوند. ابيگيل و بريتني به ورزش‌هايي همچون واليبال، بسكتبال، كيك‌بال، شنا و دوچرخه‌سواري علاقه‌مندند و عاشق آواز خواندن هستند. وقتي دوازده سال داشتند ستون فقرات آنها كه به مرور زمان كج شده بود، تحت عمل جراحي قرار گرفت تا از مشكلات بعدي جلوگيري شود. آنها هم‌اكنون در يك مدرسه خصوصي درس مي‌‌خوانند و در سال 2008 فارغ‌التحصيل خواهند شد.

_ (لوري و ربا شاپل) متولد 1961در پنسيلوانيا، دوقلوهاي به هم چسبيده‌اي هستند كه در هنر موسيقي و خوانندگي فعاليت مي‌‌كنند. اين دو خواهر از ناحيه پيشاني به يكديگر متصل مي‌‌باشند و سي درصد از مغزشان نيز با هم مشترك است ولي شخصيت‌هاي كاملا متفاوتي دارند. (لوري) بدني كاملا سالم دارد اما ستون فقرات (ربا) به مرور زمان انحنا پيدا كرده زيرا قد او بلندتر از خواهرش است. تا مدتي پيش با اين كه راه رفتن براي او مشكل بود نمي‌‌توانست از صندلي چرخدار استفاده كند زيرا هميشه بايد در كنار خواهرش قرار مي‌‌گرفت و مثل او راه مي‌‌رفت و هيچ صندلي چرخداري آن‌قدر بلند نبود بنابراين او خود دست به كار شد و نوعي صندلي چرخدار خاص طراحي كرد. با اين صندلي چرخدار بلند او مي‌‌تواند پا به پاي خواهرش حركت كند و جلوي فعاليت‌هاي او را نگيرد.
_ (چن مائو مائو) در سال 2004 در چين به دنيا آمد. او نه يك قلو بود و نه دو قلو. در واقع يك قلويي بود كه در پهلوي خود يك جفت پاي اضافه داشت. پزشكان مي‌‌گفتند اين پاهاي اضافه در واقع پاي برادر دوقلوي (چن) است كه بايد از او جدا شود. بنابراين جراحان پنج روز پس از تولد (چن)، او را تحت عمل جراحي بسيار پيچيده‌اي قرار داده و از برادر دوقلويش جدا ساختند.
_ (كندرا و ماليا هرين) از ناحيه سينه به هم متصل بودند و از كمر به پايين به يك بدن تبديل مي‌‌شدند. اين دوقلوهاي موطلايي كه اهل (نورث سالت‌ليك) بودند، كبد، كليه و مثانه مشترك داشتند و بدنشان داراي يك لگن و دو پا بود. آنها تسلط خوبي بر پاهايشان داشتند و مي‌‌توانستند به راحتي راه بروند. اين دوقلوها مدتي پيش توسط يك تيم جراحي مجرب از يكديگر جدا شدند. اين جراحان كبد، مثانه و لگن آنها را جدا كردند و به هر كدام از دخترها يك پا دادند. (كندرا) صاحب كليه شد ولي (ماليا) بايد دياليز شود تا چند ماه بعد يك كليه از مادرش به بدن او پيوند زده شود.
_ دوقلوهاي جدا از هم نيز مي‌‌توانند عجيب باشند. نمونه بارز اين حرف (كيان و رمي ‌هاگسون) هستند. در سال 2005 وقتي (كايلي‌هاگسون) دخترهاي دوقلويش را به دنيا آورد وقتي فهميد آنها سالم هستند، يك نفس راحت كشيد. ولي هنگامي كه پرستار نوزادان را به او داد تا نگاهي به فرزندان نورسيده‌اش بيندازد، متوجه تفاوت فاحش آنها شد. (رمي) پوستي سفيد و موهايي طلايي داشت در حالي كه خواهرش (كيان) كه يك دقيقه بعد از او به دنيا آمد سياه بود.
(كايلي) نوزده ساله مي‌‌گويد: (من شوكه شدم. واقعا تعجب كردم كه بچه‌هاي دوقلويم سياه و سفيد هستند. ولي مدتي بعد به اين موضوع عادت كردم و الان اصلا به رنگ پوست آنها توجهي نمي‌‌كنم. آنها دو دختر كوچولوي جذاب و دوست داشتني هستند و جالب اين‌كه هر دوي آنها چشماني آبي دارند.) كايلي و همسرش هر دو دورگه سفيد و سياه پوست هستند و به گفته پزشكان در هر يك ميليون زايمان يك‌بار اتفاق مي‌‌افتد كه دوقلوهايي با دو رنگ متفاوت متولد شوند و اين تنها زماني رخ مي‌‌دهد كه هر دوي والدين دورگه باشند.

كايلي مي‌‌گويد: (رمي و كيان) اصلا متوجه رنگ پوستشان نيستند. آنها واقعا يكديگر را دوست دارند و اگر مدتي از هم دور باشند، وقتي به هم مي‌‌رسند يكديگر را در آغوش مي‌‌گيرند و مي‌‌بوسند. وقتي بزرگ‌تر شدند من حتما دليل ژنتيكي رنگ پوستشان را برايشان توضيح خواهم داد.
_ دوقلوهاي پرادش:114 سال پيش دو خواهر دوقلو در روستاي (ناگرا) در نزديكي شهر (پرادش) هند در فاصله چند لحظه از دنيا رفتند و در كنار يكديگر سوزانده شدند. اين دو خواهر در يك زمان به دنيا آمده بودند و در يك زمان هم از دنيا رفتند. آنها در يك روز ازدواج كرده بودند و در يك روستا زندگي مي‌‌كردند. آنها با هم بيوه شدند و در يك شب، آخرين نفس‌هاي خود را كشيدند. اين دو زن كه (كالي و بتول بي‌‌شيخ) نام داشتند در يك روز با دو مرد از دو خانواده مجزا ازدواج كردند و پس از مرگ شوهرانشان با هم در يك خانه زندگي كردند. آنها حدود 125 نوه و نتيجه دارند. يك شب كالي بيمار شد و در راه بيمارستان از دنيا رفت. درست در همان زمان بتول كه در خانه خوابيده بود نيز جان داد. نمونه‌هاي عجيب از دوقلوها زياد است. نمونه‌هايي همچون پسرك چيني كه داراي دو مغز است و كاملا سالم است و تنها مشكلش اين است كه نمي‌‌تواند زياد بخواند چون مغزهايش به نوبت در حال فعاليت هستند و يا دوقلوهايي اهل كرواسي كه پس از انجام آزمايشات DNA مشخص شد از دو پدر متفاوت ‌هستند و احتمالا تنها نمونه در طول تاريخ است. مادر آنها خود اعتراف كرده كه با دو مرد رابطه داشته است.
# _ لاله و لادن بيژني از معروف‌ترين دوقلوهاي به هم چسبيده دنيا بودند كه در سال 2003 در حين عمل جداسازي از دنيا رفتند. آن‌قدر مردم ايران با زندگي اين دو خواهر آشنا هستند كه لزومي نديدم در موردشان مطلبي بنويسم. ولي چندي پيش دوقلوهاي به هم چسبيده‌اي كه شرايطي مشابه لاله و لادن بيژني دارند، به دنيا آمدند. (كريستا و تايتانا هوگان) در شهر (ونكوور) متولد شده‌اند و از ناحيه جمجمه و مغز به هم متصل هستند. پزشكان معتقدند بايد سه تا چهار ماه بگذرد تا آنها بتوانند نظر قطعي خود را براي جداسازي آنها بيان دارند.
منبع: مجله خانواده سبز

 

نوشته شده توسط آتی ملودی تی وی در بیست و پنجم دی 1385 ساعت 12:18 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
mortgage offshore merchant articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar

N I M R o O !

منو لینک کن کاربران حاضر در سایت : نفر
Search This Site

any words
exact phrase
Powered by Apollofind.com
Image and video hosting by TinyPic

Tehran

Los Angeles


atmelooditv.blogsky.com

Copyright 2006 ATMELOODITV.MIHANBLOG.COM ATTV.BLOGFA.COM
كد قالب شما
كد قالب شما