برادران آذري زبان، از خطه استان زنجان، از شهري با مردمان خونگرم، تشنه مدال هستند. بدون اغراق، آنان پرافتخارترين كاراته كارهاي ايران هستند هر دويشان بچه محله مهديه زنجان، حسن و حسين روحاني، شايد هم بايد بگويم حسين و حسن روحاني، اما اگر به بزرگي باشد، بايد ابتدا حسن را بنويسيم؛ چرا كه يك ربع زماني از برادرش، حسين بزرگتر است شايد بگوييد اين دو برادر تنها در مسابقات آسيايي دوحه مدالآور شدهاند، اما اينطور نيست، البته حق هم داريد، از آنجا كه بيشتر نشريات ورزشي در كشورمان به فوتبال ميپردازند، شما خواننده گرامي كمتر درباره ديگر رشتهها اطلاعاتي داريد. اين دو برادر در ردههاي نوجوانان، جوانان و بزرگسالان صاحب مدالهاي رنگارنگ در عرصه جهاني شدهاند؛ حسين دوبار قهرمان جهان شده و حسن هم يكبار. آنها تشنه مدال هستند، زماني كه از ديگر مقامهاي خود برايمان ميگفتند، ميترسيديم كه در زمان پياده كردن نوار، به اشتباه بنويسيم؛ چرا كه همانطور كه در بالا گفتيم، كلكسيوني از مدالهاي مختلف، در كارنامه ورزشيشان به چشم ميخورد. اين شماره گفتگوي ورزشيمان اختصاص به برادران روحاني دارد، برادراني كه به اندازه يك دوجين مدال براي كشورمان در رقابتهاي آسيايي و جهاني كسب كردند. اين دو برادر كه تنها 23 سال از سنشان ميگذرد، هنوز فرصت دارند تا باز هم براي ايران عزيز، كسب افتخار و مدال به دست بياورند، گفتگوي ما را با حسن و حسين بخوانيد.
_ در كجا به دنيا آمديد و چند فرزند،
خانواده روحاني را تشكيل ميدهد؟
حسن: 28 مرداد ماه سال 1362 در چهارراه رضايي تهران به دنيا آمديم و تنها فرزندان خانواده روحاني هستيم، با اين تفاوت كه من، يك ربع زمان از حسين بزرگترم.
_ مگر زنجاني نيستيد؟
حسين: پدر و مادرم از اهالي زنجان هستند، شغل پدر ايجاب ميكرد كه در تهران باشند، شش سالمان بود كه پدر و مادر دوباره به زنجان بازگشتند؛ سال 1368 بود كه ما همان سال به كلاس اول رفتيم...
_ شغل پدر و مادر را برايمان ميگوييد؟
حسين: پدر كار آزاد داشت و مادرم، مثل خيلي از زنان سنتي ايراني، خانهدار بود.
_ با توجه به اينكه دوقلو بوديد، بايد
خاطرات قشنگي داشته باشيد؟
حسين: فكر ميكنيد با توجه به اين كه پسر بچه بوديم و شيطان، چه كار ميكرديم؟ كاري جز شيطنت نداشتيم، با هم دعوا زياد ميكرديم، به خصوص از زماني كه به كلاس كاراته رفتيم. زماني كه مادر در منزل نبود، تمرينات كاراته را روي هم اجرا و گهگاهي هم شايد به يكديگر آسيب وارد ميكرديم.
_ راستي، چه شد كه رو به ورزش كاراته
آورديد؟
حسن: خيلي اتفاقي؛ شيطاني ميكرديم و مادرم تصميم گرفت كه ما را به كلاس تكواندو ببرد، اما از آنجا كه ظرفيت آن پر شده بود، نااميد شد؟... در يكي از همان روزهاي سال 1369، مادر (شهاب سلطاني) كه هماكنون يكي از مربيان تيم ملي كاراته هم است و با مادرم آشنا بود، گفت كه پسرش كلاس كاراته در سالن شهداي گمنام داير كرده است. از همانجا، زندگي ورزشي ما آغاز شد. شركت در كلاسهاي كاراته مربي خوبمان شهاب سلطاني و سپس حضور در تيمهاي ملي نوجوانان، جوانان، اميدها و سپس در سال هشتاد، زماني كه 18 ساله بوديم به عضويت تيم بزرگسالان در آمديم و تا به امروز در خدمت تيم ملي هستيم...
_ مقامهاي زيادي داريد، هرچه كه يادتان
است را برايمان بگوييد؟
حسين(ميخندد:) من و حسن در تمامي ردههاي نوجوانان، جوانان و اميدهاي آسيا، صاحب طلا، نقره و برنز شديم و هر كدام در اين ردهها چند بار قهرمان جهان شديم... همچنين صاحب چند طلا، نقره و برنز آسيايي هم هستيم، اما اجازه بدهيد بيشتر در مورد مسابقات جهاني بگويم . در سال 2002 در اسپانيا برنز، در سال 2003 فرانسه، طلاي جهان را در وزن منهاي شصت كيلوگرم، در سال 2004 مكزيك نقره و در سال 2005 فنلاند، يكبار ديگر طلاي جهان را كسب كردم.
حسن: بهخاطر آسيبديدگي شديد، دو مسابقه جهاني را از دست دادم، اما در وزن منهاي 65 كيلوگرم در فرانسه 2003 مدال طلا و در مكزيك به سال 2004 و اسپانيا به سال 2002 برنز به دست آوردم .
_ در چه سالي وارد مسابقات بينالمللي
شديد؟
حسين: در سال 75، دررده نوجوانان...
حسن: در سال 77 به مسابقات بينالمللي راه يافتم...، اما در رده بزرگسالان هر دويمان در سال هشتاد به تيم ملي بزرگسالان راه پيدا كرديم.
_ در حال حاضر پرافتخارترين
كاراتهكاي تاريخ ايران كيست؟
حسن: حسين پرافتخارترين كاراتهكاي ايران از لحاظ كسب مدال است.
_ هماكنون عضو كدام باشگاه هستيد؟
حسين: من عضو نفت اهواز هستم و حسن عضو دانشگاه آزاد تهران. هرگاه هم تيمهايمان در شهرهاي مختلف بازي دارند يا ميزبان هستند، بايد خودمان را به آنجا برسانيم، اما درحال حاضر هر دويمان در زنجان زندگي ميكنيم.
_ از تحصيلاتتان برايمان نگفتيد و اينكه شغل
دومتان چيست؟
حسن: هردويمان، در رشته كارشناسي تربيت بدني، تحصيل ميكنيم. چند سال پيش مصوبهاي به تصويب رسيد كه طي آن پنجاه قهرمان ورزشي به استخدام شركت نفت درآمدند و ما هم جزء همين عده هستيم.
_ و طي اين سالها از لحاظ مالي به سر
و سامان رسيدهايد؟
حسن: راستش را بخواهيد، آنطور كه بايد باشد، نبود. ما مدالهاي زيادي براي كشور كسب كرديم، اما اگر بخواهيد ما را با فوتباليستها مقايسه كنيد به هيچ عنوان قابل قياس نيستيم...
_ راستي چرا مطبوعات، بيشتر به ورزش
فوتبال ميپردازند؟
حسن: در سالهاي اخير كدام يك از رشتهها مانند ورزشهاي رزمي تكواندو و كاراته، مدال براي ايران كسب كردهاند، در مسابقات جهاني هم بيشترين مدالها از آن ورزشهاي رزمي بود، اما در مقابل ميبينيم، آن سرمايهگذاري كه براي فوتبال ميشود، براي ديگر رشتهها انجام نميگيرد. به نظر من مسئولان سازمان تربيت بدني بايد به ورزشهاي رزمي، بيشتر بها بدهند و بر روي آن سرمايهگذاري كنند... به نظر ميآيد كه نگاه سازمان بايد تغيير كند.
حسين: البته در بيشتر كشورهاي جهان، اوضاع به همين شكل است، از آنجا كه فوتبال حواشي زيادي به دنبال خود دارد مسلما از سوي مطبوعات، بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد، اما فكر كنم مطبوعات در ايران نسبت به ديگر كشورها، بيشتر به فوتبال ميپردازند.
_ مجرد يا متاهل؟
حسين: دو سال است كه ازدواج كردهام.
حسن: هنوز به فكر ازدواج نيستم، گويا برادرم از من زرنگتر بود...
_ الگوي شما در كاراته كيست؟
هر دو برادر: بدون شك مربي خوبمان كه از كودكي زير نظر او آموزش ديدهايم، شهاب سلطاني.
حسين: (شردو) فرانسوي و حسن ميگويد: (اتو) كه مليت انگليسي دارد و سياهپوست است.
_ كاراته از آن نوع ورزشهايي است كه
بايد اعتماد به نفس زيادي داشته باشيد، يك
كاراته كار بايد چه خصوصيتهايي داشته باشد؟
حسن: تكنيك در كاراته بسيار مهم است، زماني كه شما مطمئن باشيد از تكنيك لازم برخوردار هستيد، به خودي خود اعتماد به نفس لازم را به دست ميآوريد، اما در هنگام مبارزه، تمركز شما بايد زياد باشد؛ چرا كه يك لحظه ميتواند آرزوهاي شما را براي كسب افتخار از بين ببرد.
_ از تلويزيون كه مسابقات را تماشا
ميكني، احساس ميكني اجراي فنون كاراته
نرمتر از تكواندو است، چرا؟
حسن: به اين خاطر كه ضربههاي كاراته كارها، همراه با كنترل است، اما در تكواندو ضربههاي غيركنترل شده است و ضربات سختي نواخته ميشود، به همين خاطر، تكواندوكاران از كلاه و لباسهاي مخصوص استفاده ميكنند، اين، تفاوت بارز اين دو ورزش رزمي است.
_ با اين كه كاراته، سابقه بيشتري نسبت
به تكواندو دارد، اما چرا در المپيك به صورت
رسمي نيست؟
حسين: البته تكواندو هم، يكي دو دوره است كه به بازيهاي المپيك راه يافته، اما اين نويد را بدهم كه از المپيك 2008 پكن، كاراته هم به ديدارهاي المپيك راه يافت، اگر طي اين سالها كاراته در المپيك شركت ميكرد، بهطور حتم حالا من و حسن هم جزء مدالآوران اين رشته بوديم.
_ چند سال ديگر ميتوانيد در عرصه
بينالملي باقي بمانيد؟
حسن: در مسابقات قهرماني جهان در سال گذشته، يك كاراته كار 38 ساله انگليسي به مدال نقره جهاني دست يافت، اما در كشور ما تا يك ورزشكار به مرز سي سالگي ميرسد، به او ميگويند، ورزش را كنار بگذارد. به نظر من تا زماني كه ببينيم بدنمان كشش اين ورزش را دارد، درمسابقات جهاني شركت ميكنيم.
_ شما از سال هشتاد كه در مسابقات
جهاني براي كاراته بزرگسالان شركت كرديد،
به مدت شش سال است كه عضو تيم ملي
هستيد، آيا طي اين مدت در مسابقات انتخابي
شركت كرديد؟
حسين: دقيقا، ما هرگاه كه عضو تيم ملي شديم، حريفان داخلي را شكست داديم، كاراته اينطور نيست كه يك سال قهرمان جهان شدي، پس سال ديگر هم شركت كن، نه ما هر سال در مسابقات انتخابي شركت كرديم.
_ از پيروزي در دوحه خوشحال شديد؟
حسين: صد در صد، اما از آنجا كه ما پيشتر قهرمان جهان شده بوديم، قهرماني در آسيا برايمان تازگي ندارد، اما خوشحاليم كه مدالهاي ما و ديگر مدالآوران ايراني در آسيا، ما را در رتبه ششم آسيا جاي داد.
_ كاراته در دوحه چه مقامي آورد؟
حسن: ببينيد، كاراته، هم در رده مردان و هم در رده زنان برگزار شد، از آنجا كه بانوان در كاراته ميخواستند با حجاب شركت كنند، قوانين به آنان چنين اجازهاي نداد، پس به ناچار زنان، شركت نكردند. در زمينه (كاتا) هم كه يك مدال بيشتر نداشت از ايران كسي شركت نكرد، اما در رده كوميته مردان، ما قهرمان آسيا شديم، با سه طلا و دو برنز جالب اينكه ژاپن در مسابقات كوميته، مدال طلا نداشت و تك مدال طلايشان را در كاتا به دست آوردند، اما از آنجا كه زنانشان هم در مسابقات شركت كردند، طلاها را درو و به طور كلي به مقام اول رسيدند، اما در قسمت كوميته يا همان مسابقات وزن به وزن، ايران بالاتر از ژاپن ايستاد.
حسين: خوشحالم كه رزميكاران تكواندو و كاراته، تنها ورزشكاراني هستند كه براي كرهايها و ژاپنيها در كل جهان به رقيبي تبديل شدهاند كه بارها آنان را با شكست مواجه كردهاند.
_ با اين تفاصيل كه گفتيد، طلاي دوحه
براي شما عادي بود.
حسن: به هر حال قهرماني آسيا براي چندمين بار، باعث افتخار است، اما امسال با سالهاي گذشته خيلي متفاوت بود، امسال ديگر مادرم در اين دنيا نبود تا پس از هر پيروزي براي ما اشك بريزد، وي سال گذشته در 55 سالگي با دنيا وداع گفت. شايد باورش مشكل باشد، اما جا دارد بگويم كه هر چه داريم از مادرمان داريم، نه اينكه پدر ما زحمتي برايمان نكشيد، اما مادر كاملا به مسايل ورزشي ما آگاه بود، با قوانين كاراته آشنا بود، تب چهل درجه هم داشتيم، ميگفت: نبايد تمريناتتان را قطع كنيد، اگر ميخواهيد قهرمان شويد، بايد فقط تمرين و روي هدفتان تمركز كنيد. در مسابقات 2003 فرانسه كه هر دو قهرمان جهان شديم، زماني كه با مادرم در ايران تماس گرفتيم، او تنها اشك ميريخت، و خدا را شكر ميكرد.
حسين: زماني كه از مسابقات جهاني برميگشتيم، مادرم مسير زنجان تا تهران را طي ميكرد تا در فرودگاه به استقبالمان بيايد. او با آب و تاب از لحظههاي مبارزه ما كه از تلويزيون ديده بود تعريف و حتي در بعضي مواقع ما را براي نبرد، راهنمايي ميكرد. قهرماني ما، او را بيشتر خوشحال ميكرد، زماني هم كه شكست ميخورديم، بيشتر از ما غصه ميخورد، اما هيچگاه اميدش را از دست نميداد، به ما اميد دو چندان منتقل ميكرد، پيش از مبارزات، معمولا با مادر تماس ميگرفتيم و او با حرفهايش به ما اميد ميداد. مرگ او تاثير روحي شديدي بر روي ما گذاشت، او يك مادر واقعي بود.
_ چرا اصولا ورزش در زنجان به رشد
نرسيده است؟
حسين: نه، آن طور هم كه ميگوييد نيست، شايد قهرمانان اسطورهاي، به ورزش ايران معرفي نكرده است، اما همين امسال، دوچرخهسواران زنجاني كه عضو تيم ملي بودند در دوحه، مدال كسب كردند. (غفار اماني) عضو تيم ووشو از اهالي زنجان است، دو نفر ازاعضاي واترپلو و همچنين سه نفر از بانوان قايق سوار ما از اهالي زنجان بودند.
_ و از كشورهاي خارجي هم پيشنهاداتي
داشتيد؟
حسن: بله، به ويژه حسين كه سه بار قهرمان جهان شده، پيشنهادهايي براي حضور در باشگاههاي كشورهاي حوزه خليجفارس و اروپا شده، اما هيچ كجا ايران نميشود. زندگي در كنار مردمان آذري زبان زنجان برايمان لذت بيشتري دارد. زماني كه در خيابانهاي سرد شهر زنجان هستيم و ميبينيم كه اين اهالي، اين چنين به ما احترام ميگذارند، كجا برويم بهتر از سرزمين مادريمان.
_ از سختيهاي كاراته برايمان نگفتيد؟
حسين: هر سال مسابقات آسيايي و جهاني برگزار ميشود. سختي آن برميگردد به مدت ده ماه از سال كه در اردوهاي مختلف هستيم.
_ كمي درباره فوتبال صحبت كنيم.
معمولا بيشتر بچههاي ايراني از همان زمان
كودكي به فوتبال علاقه زيادي نشان ميدهند،
يا استقلالياند يا پرسپوليسي، شما چه طور؟
حسين: من پرسپوليسيام.
حسن: استقلالي از نوع دو آتيشه آن، عاشق شاهرخ و شاهين بياني بودم، در حال حاضر هم با عليرضا منصوريان و سهراب بختياريزاده رفيقم. اگر فوتباليست ميشدم، به طور حتم در استقلال بازي ميكردم و حسين هم در پرسپوليس.
حسين: بچه بوديم، گاهي اوقات بر سر آبي و قرمز حرفمان ميشد، به خصوص در دربيهاي اين دو تيم.
_ تفاوت جامجهاني فوتبال با
جامجهاني كاراته در چيست؟
حسن: در جامجهاني فوتبال 32 تيم شركت ميكنند و در جامجهاني كاراته بيش از صد كشور، ورزشكار ميفرستند. از طرفي فوتبال، ورزشي تجاري شده، اما كاراته همچنان ورزشي رزمي است.
_ از بچه محلها بگوييد.
حسين: عاشق تمامي بچههاي زنجان هستم و حسن ميگويد: برادران بياتي و وحيد بلوري از دوستان خوب ما هستند كه هميشه يار و ياور ما بودند. طي اين سالها كه براي كشور افتخار كسب ميكنيم، در بدو ورود به شهرمان، زنجانيهاي خونگرم، ما را شرمنده خود ميكنند و از ما استقبال گرمي به عمل ميآورند.
_ و خانواده سبز؟
دو برادر: اميدواريم تمام خانوادههاي ايراني از وجود چنين نعمتي بهرهمند باشند.
با ورزش دانشگاه آزاد اسلامي
دكتر بهرام قديمي عضو شوراي تحقيقات و مطالعات سازمان تربيتبدني شد.طي حكمي از سوي مهندس (محمد عليآبادي) معاونت محترم رييسجمهور و رييس سازمان تربيتبدني، دكتر (بهرام قديمي) مديركل تربيتبدني دانشگاه آزاد اسلامي به عنوان عضو شوراي تحقيقات و مطالعات سازمان تربيتبدني منصوب شدند.به گزارش روابط عمومي اداره كل تربيتبدني دانشگاه آزاد اسلامي، متن اين حكم كه صادر شده، به اين شرح است:
جناب آقاي دكتر بهرام قديمي
نظر به تجارب ارزنده و تخصص جنابعالي، به موجب اين ابلاغ به عنوان (عضو شوراي تحقيقات و مطالعات سازمان تربيتبدني) منصوب ميشويد. اميد است با استعانت از درگاه احديت و همفكري و اهتمام ساير اعضاي شورا، موجب تعامل بين مراكز پژوهشي سازمانهاي ورزشي را فراهم آورده و در توسعه پژوهشهاي كاربردي و نياز محور بخش تربيتبدني و ورزش كشور موفق و مويد باشيد.
منبع: مجله خانواده سبز
آنها در (سيام( )تايلند امروزي) به دنيا آمدند. پدرشان يك چيني و مادرشان دورگه چيني - تايلندي بود. آنها از قسمت جناق سينه و به وسيله يك غضروف به هم متصل بودند. ريههاي آنها به يكديگر وصل بود ولي كاملا مستقل عمل ميكرد. اگر آنها در زمان حاضر و با امكانات پزشكي كنوني متولد ميشدند به راحتي از هم جدا ميشدند ولي در آن زمان و در كشور فقير تايلند چنين امكاناتي وجود نداشت. آنها در سال 1829 كشف شدند. تاجري انگليسي به نام (روبرت هانتر) آنها را ديد و در يك سيرك جهاني به همه نشان داد. آنها مدتي بعد توانستند بدون كمك (هانتر) پيشرفت كنند. چانگ و انگ به كاروليناي شمالي رفتند و مدتي بعد رسما شهروند آمريكا شدند. آنها يك مزرعه و چندين برده خريداري كردند و در سال 1843 با دو خواهر ازدواج كردند. چانگ و همسرش صاحب ده فرزند و انگ و همسرش صاحب دوازده فرزند شدند. همسران آنها خانههاي جداگانهاي داشتند و به همين خاطر دوقلوها در هر خانه سه روز ميماندند و سپس به خانه ديگري ميرفتند. بسياري از نوادگان آنها هنوز زنده هستند. از روي زندگي چانگ و انگ بانكو رماني نيز نوشته شده و ريههاي به هم چسبيدهشان هماكنون در موزه (موتر) در فيلادلفيا نگهداري ميشود.
_ (چن مائو مائو) در سال 2004 در چين به دنيا آمد. او نه يك قلو بود و نه دو قلو. در واقع يك قلويي بود كه در پهلوي خود يك جفت پاي اضافه داشت. پزشكان ميگفتند اين پاهاي اضافه در واقع پاي برادر دوقلوي (چن) است كه بايد از او جدا شود. بنابراين جراحان پنج روز پس از تولد (چن)، او را تحت عمل جراحي بسيار پيچيدهاي قرار داده و از برادر دوقلويش جدا ساختند.
# _ لاله و لادن بيژني از معروفترين دوقلوهاي به هم چسبيده دنيا بودند كه در سال 2003 در حين عمل جداسازي از دنيا رفتند. آنقدر مردم ايران با زندگي اين دو خواهر آشنا هستند كه لزومي نديدم در موردشان مطلبي بنويسم. ولي چندي پيش دوقلوهاي به هم چسبيدهاي كه شرايطي مشابه لاله و لادن بيژني دارند، به دنيا آمدند. (كريستا و تايتانا هوگان) در شهر (ونكوور) متولد شدهاند و از ناحيه جمجمه و مغز به هم متصل هستند. پزشكان معتقدند بايد سه تا چهار ماه بگذرد تا آنها بتوانند نظر قطعي خود را براي جداسازي آنها بيان دارند.
